أولياء و سرگرمشدن با أشعار عرفانى و يا أدعيه و مناجاتهاى صورى بدون حتوا عمر خودشان را به پايان مىرسانند ! » « 1 »
ايرادى كه علّامهء والد به برخى از شاگردان مرحوم حضرت آية الله أنصارى رضوان الله عليه داشتند همين بود . جلساتى داشتند و شب تا به صبح دور هم جمع شده ، حافظ مىخواندند و سرگذشت و أحوال أولياء خدا را بيان مىكردند ، ولى نماز شبشان فوت مىشد و از تهجّد باز مىماندند ! و مىفرمودند : به اين نحو ، اگر دهسال و بيستسال بگذرد ، انسان تكان نمىخورد .
و اينها همه حظوظ نفس است ؛ و راه خدا راه مجاهدت و رياضت است .
بارى ، ايشان ارزش عمل و ملاك ردّ و قبول آن را إخلاص و توحيد مىدانستند . در مسجد قائم مىفرمودند : شخصى براى عمارت مسجد ، يك ريال أمّا قربةًإلىالله مىپردازد و در مقابل ، شخصى ميليونها خرج مىكند و مسجد بنا مىكند تا اينكه بگويند : فلانى مسجد ساختهاست . عمل شخص أوّل چون براى خدا بوده ، و هرچه براى خداست ارزش و بهاء دارد ، ارزشمند بوده و متاعىاست كه در بازار قيامت طالب و راغب دارد ، به خلاف عمل شخص دوّم كه چون ملاك توحيد و خدا در آن نيست ، مورد قبول واقع نمىشود و فاقد ارزش است .
دربارهء وجوهات و صدقاتى كه برخى از أهل مساجد جمعآورى مىكردند ، مىفرمودند : انسانى كه اگر تنها باشد فقط صد تومان كمك مىكند ، اگر در برابر رفقاى خود كه به دست او نگاه كرده و خيره شدهاند ، از روى حيا مثلًا سىهزارتومان كمك كند ، چون غيرخدا را در اين إعانت خود دخالت داده ، ارزشى ندارد . و لذا جمعآورى پول در ملأ عام و در مقابل ديدگان افراد را كار
هامش
( 1 ) . همان مصدر ، ص 672 .