تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
و به جهت همين عشقى كه به صاحبان مقام ولايت كلّيّهء إلهيّه داشتند ، در راه ايشان از هيچ چيز فرو گذار نمىفرمودند . در زمان تأليف دورهء امام‌شناسى كه الحقّ در تبيين و تحليل مقام امام عليه‌السّلام و تشريح كيفيّت إحاطهء ولايت بر عوالم وجود و حالات معصوم در نوع خود بى نظير است ، يك بار به حقير مىفرمودند : آقا سيّد محمّد صادق ، آن قدر در فضائل جدّت نوشته‌ام كه شبها از درد نوك انگشتان خوابم نمىبرد . رحمةُ الله عليه رحمةً واسعةً و جَعَلَه فى أعلى علّيّين مع محمّدٍ و آله الطّاهرين . يك بار حقير در أوان جوانى خدمت ايشان عرض‌كردم : هر وقت مدينهء منورّه براى زيارت حضرت رسول‌أكرم صلّى الله عليه و آله وسلّم به حرم مطهّر مشرّف مىشوم ، موقع تشرّف همين كه به خاطر مىآورم كه غاصبان خلافت نيز در آن مكان و مجاور پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله وسلّم دفن شده‌اند ، آن جمعيّت خاطر و حضور قلبى را كه در زيارت لازم است ، از دست داده و طواف قبر مطهّر و مضجع شريف آن حضرت برايم سخت و مشكل مىشود . « 1 » چون در يك قسمت از مطاف ، حضرت مدفونند و در قسمت ديگر آن ابتدا أبوبكر و بعد عمربن‌خطّاب دفن شده‌اند . حضرت علّامهء والد فرمودند : شما هنگام ورود به مسجدالنّبى و در مواقع تشرّف و زيارت آن‌حضرت ، أصلًا نبايد غير رسول خدا را ببينيد ! چون آن دو نفر نيستند ، آنها ظلمت محض‌اند و آنجا كه نورى مثل نور رسول‌خدا صلّى الله عليه وآله‌وسلّم وجود دارد أثرى از آنها باقى نمىماند . نور رسول‌خدا همه‌جا را گرفته ،
هامش
( 1 ) . سابقاً طواف مرقد مطهّر ممكن بود و اين موانع فعلى وجود نداشت ، و در سفر أوّلى كه خدمت علّامهءوالد به مدينهءمنوّره مشرّف‌شديم ، دور مرقد مطهّر طواف‌كامل مىكرديم ، ولى در سفرهاى بعدى به علّت موانعى كه قرار داده بودند موفّق به طواف كامل نمىشديم و به مقدار ممكن اكتفاء مىنموديم .