تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
عترت حضرت ختمى مرتبت و آل محمّد نخواهد بود . » « 1 » مىفرمودند : انسان در مقابل أهل‌بيت عليهم السّلام بايد عبد محض و تسليم صرف باشد و إرادهء خود را در إرادهء آنان فانى نمايد . نبايد از خود نظرى بدهد ، يا براى خود حقّى قائل باشد و توقّع و انتظارى از امام عليه‌السّلام داشته باشد . خلاف أدب است كه انسان به محضر امام عرض كند : من براى شما چنين كردم ، چنان كردم ، شما نيز در عوض براى من چنين و چنان كنيد ؛ انسان هرچه دارد و هرچه كرده از لطف و عنايت امام بوده و در مقابل ايشان چيزى ندارد . روزى در محضر أنور ايشان ، شخصى كه مدّتها دست به گريبان مشكلى بود و از نور ثامن الحجج حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه آلاف التّحيّةوالثّناء استمداد نموده ولى گره از كار او گشوده نشده بود ، عرض كرد : بعد از بارها تشرّف به حرم حضرت رضا عليه‌السّلام و التجاء و عرض حاجت ، چون آن حضرت پاسخ ما را ندادند ، از ايشان قهر كرده و مدّت يكسال است كه به حرم مشرّف نشده‌ام ! فرمودند : اشتباه بزرگى مرتكب‌شده‌اى ! انسان كه با امام خود قهر نمىكند ! فعل امام عليه‌السّلام بر أساس حكمت و مصلحت انسان است نه مطابق با هواى نفس آدمى ، گرچه به ظاهر بر ضرر او باشد . حضرت آقاى حدّاد قدّس‌سرّه مىفرمودند : حواريّون و أصحاب سرّ و خواصّ أميرالمؤمنين عليه‌السّلام با آن‌حضرت در عوالم وجود معيّت پيدا كرده و يكى بودند . و با خضوع و خشوع و إلقاء أنانيّت و تسليم محض در برابر ولايت كلّيّهء إلهيّه آنچنان در روح امام فانى گشته‌بودند كه حجاب كثرت از ميان آنها
هامش
( 1 ) . روح‌مجرّد ، ص 344 تا ص 346 .