كسى را در كنار معصومين قرار داد ، گرچه جناب سلمان باشد . و بر اين أساس مىفرمودند : ألفاظى كه در عرف ، اختصاص به حضرات معصومين دارد ، اطلاق و استعمال آنها براى غير آنان بههيچوجه جائز نيست .
مثلًا اطلاق لفظ « امام » را كه در عرف شيعه مختصّ به أهلبيت عليهم السّلام بوده و از آن ، أئمّهء هدى به ذهن تبادر مىكند ، بر غير ايشان جائز نمىدانستند . « 1 »
حتى نامگذارى أولاد و فرزندان را به نامهايى چون « فاطمة الزّهراء » كه در عرف ما انصراف به حضرت صدّيقهء كبرى سلاماللهعليها دارد ، يا به نامها و أسماء إلهى جائز ندانسته و اگر نام يكى از شاگردان ايشان نامى چون « مجيد » ، « كريم » ، « رحيم » يا « عظيم » بود ، مىفرمودند به أوّل آنها لفظ « عبد » را اضافه كرده و نام خود را به « عبدالمجيد » ، « عبدالكريم » ، « عبدالرّحيم » و « عبدالعظيم » تغيير دهند .
بعضى از ارادتمندان خدمت ايشان رسيده و عرض مىكردند : غرض ما از سفر به مشهد مقدّس ، هم زيارت حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهالسّلام و هم
هامش
( 1 ) . يك بار در محضر ايشان سخن از تعبير نمودن از بنيانگذار و رهبر فقيد انقلاب ، مرحوم حضرت آية الله خمينى أعلىاللهمقامه با لفظ « امام » پيش آمد ، ايشان فرمودند : اين تعبير صحيح نيست . يكى از حضّار عرض كرد : اين تعبير ، براى تجليل از مقام و زحمات جانكاهى است كه ايشان در به ثمر نشاندن انقلاب اسلامى متحمّل شدهاند . ايشان فرمودند : آية الله خمينى آنقدر فضائل دارند كه اگر تا قيامت بشمارند و تجليل كنند تمام نمىشود ؛ ولى اينها دليل نمىشود كه لفظ مختصّ به أئمّه عليهم السّلام را براى ايشان به كار برند .
استاد بزرگوار ما حضرت آية الله حاج شيخ مرتضى حائرى رحمة الله عليه نيز اطلاق لفظ امام را مختصّ اماممعصوم دانسته و بكاربردن آن را براى غير از امام معصوم جائز نمىدانستند .