تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
بيدلى در همه احوال خدا با او بود * او نمىديدش و از درد خدايا ميكرد « 1 »
بدون توجّه به نفس ، دوام توجّه به ربّ به‌تمام معنىالكلمه حاصل نخواهد شد ، زيرا مقتضاى توجّه كامل به حضرت پروردگار نفى خواطر بوده و اين نفى خواطر از توجّه به نفس كه لازمهء جمعيّت است حاصل ميگردد .
خلوت دل نيست جاى صحبت أغيار * ديو چو بيرون رود فرشته درآيد « 2 » زفكر تفرقه باز آى تا شوى مجموع * به حكم آنكه چو شد اهرمن سروش آمد « 3 »
مَثل سالكى كه مىخواهد به آسمان توحيد پرواز كند ، مَثل مرغى است كه بايد ابتدا خواطر را از خود دور كرده و خود را جمع كند تا بتواند پرواز كند و بالا رود ؛ و تا توجّه به نفس حاصل نشود استعداد صعود به دست نمىآيد . و لذا ظفريافتن به علم توحيد و نزول نور ولايت در قلب سالك ، متوقّف بر توجّه و سير در نفس مىباشد ، ولى اين توجّه خود نيز متوقّف بر طىّ مقدّمات و منازلى است كه سالك بايد از آنها عبور كرده و استعداد و قابليّت لازم را براى تفكّر در نفس خود تحصيل كند . و لذا مرحوم علّامهء والد قدّس الله نفسه زمانى كه اين استعداد را در تلامذهء سلوكى خود مىديدند ، آنان را به توجّه به نفس دستور مىدادند و مىفرمودند : به خودت چنان نظر كن كه كأنّه خداوند جز تو هيچ موجودى را در عالم وجود
هامش
( 1 ) . ديوان‌حافظ ، ص 51 و 52 ، غزل 111 . ( 2 ) . همان مصدر ، ص 84 ، غزل 187 . ( 3 ) . همان مصدر .