در سفر سوريه كه در محضر حضرت آقاى حدّاد قدّس سرّه بوديم ، روزى ميزبان ما مرحوم حاج أبوموسى خدمت ايشان عرض كردند : خانم دكترى هست كه به شوهرش علاقهمند بوده و او عيال ديگرى اختيار كرده و ششماه است كه از اين خانم جدا شده است و اين خانم در عشق همسرش مىسوزد و روز و شب ندارد .
آقاى حدّاد فرمودند : يك وقتى تعيين شود كه به ملاقات اين مخدّره برويم كه اگر خدا بخواهد اين عشق به عشق خدا تبديل شود . و البتّه حقير در خدمتشان نبودم و متوجّه نشدم كه امر آن مخدّره به كجا منجرّ شد .
هامش
- فرمودند : محبّت بر دو قسم است : إلهى و نفسانى ؛ اگر إلهى باشد ممدوح است ، و اگر نفسانى باشد ممدوح نيست .
البتّه إلهى و نفسانى در فرمايش ايشان اصطلاحى غير از اصطلاح مرحوم صدرالمتألّهين رحمة الله عليه مىباشد . عشق إلهى ، عشقى است كه موجب نورانيّت است و عشق نفسانى در نفس بوده و موجب نور نيست و خودش مراتب و أقسامى دارد ، كه برخى مراتب آن همراه با شهوت جسمانى و منطبق بر عشق مجازى حيوانى ميگردد .