هامش
- حقيقت عشق و انواع آن دارد ، كه در فصل 19 از اين قسمت به بررسى عشق ظرفاء و فتيان نسبت به افراد زيباروى مىپردازد و ميفرمايد :
« عشق انسانى به دو قسم منقسم مىشود ، عشق حقيقى و عشق مجازى . عشق حقيقى همان محبّت خدا و صفات و أفعال او از آن جهت كه صفات و أفعال اوست مىباشد ، و عشق مجازى به دو قسم نفسانى و حيوانى تقسيم مىشود . عشق نفسانى عشقىاست كه مبدأ آن مشاكلت و مسانخت نفس عاشق با معشوق در جوهرش باشد و إعجاب و خشنودى عاشق بيشتر به اخلاق معشوق است ، چون آن اخلاق آثار صادر از نفس معشوق است . و عشق حيوانى عشقىاست كه مبدأ آن شهوت بدنى و طلب لذّت بهيمى است و إعجاب عاشق بيشتر به ظاهر معشوق و رنگ و شكل و اعضاى اوست كه از امور بدنى مىباشند .
سبب عشق نفسانى ، لطافت نفس و صفات نفس بوده و سبب عشق حيوانى نفس أمّاره است و غالباً مقارن فجور است . و در اين عشق قوّهء حيوانى ، قوّهء ناطقه را تحت استخدام خود قرار مىدهد ؛ به خلاف نوع اوّل كه نفس را نرم و داراى شوق و وجد و اندوه و گريه و رقّت قلب و فكر مىگرداند گويا كه نفس انسان به دنبال أمرى باطنى و مخفى از حوّاس ميگردد ، و بدين جهت از شواغل دنيوى جدا شده و از غير معشوق إعراض مىكند و همهء غصّهها و همومش غصّه و همّى واحد ميگردد . و به همين جهت رو كردن به معشوق حقيقى كه خداوند باشد براى چنين عاشقى از ديگران آسانتر است ، چون محتاج به رو گرداندن از چيزهاى فراوان و كثرات نيست و به چيز ديگرى دلبستگى ندارد ؛ كافىاست از يك معشوق مجازى به سوى معشوق حقيقى رو گرداند . » ( الحكمة المتعالية ، ج 7 ، ص 174 و 175 )
مراد از عشق مجازى در فرمايش مرحوم علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه همين عشق مجازى نفسانى است نه عشق مجازى حيوانى كه مذموماست . و البتّه همين عشق نفسانى نيز براى افراد عادى در شريعت مقدّسه مورد سفارش و ترغيب نيست ولى اگر براى كسى حاصل شد زمينهء بسيار مساعدى براى تحصيل عشق به معشوق حقيقى مىباشد .
حقير يك بار از خدمت مرحوم حضرت آقاى حدّاد پرسيدم : مؤمنى نسبت به ديگرى عشق پيدا كردهاست ، چه حكمى دارد ؟ -