مىنمايد . » « 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) . مرحوم حضرت آقاى حدّاد ، به أشعار شمسمغربى نيز عنايت زيادى داشتند و برخى از أشعار آن را بسيار مىخواندند . ولى از مرحوم آية الله انصارى رضوان الله عليه منقولاست كه مىفرمودهاند : من أشعار مغربى را به سالك مبتدى توصيه نمىكنم چون اشعارش مربوط به پس از فناء است .
( 2 ) . علاوه بر اين امور ، به ياد آوردن نعمتهاى إلهى و رحمت خداوند به بندگان نيز موجب تحصيل شوق و محبّت است كه در برخى روايات به آن اشاره شدهاست ، ولى اينامر موجب تحصيل محبّت اوّليّه است و براى تحصيل عشقى كه سالك در مسير خود به سوى خداوند بدان محتاجاست كافى نيست ، و با صرف توجّه به نعمتهاى إلهى حالت عشق و هيمان و ولَه بر نفس سالك مستولى نمىشود تا هستى وى را سوزانده و او را به سرمنزل مقصود برساند . سياق اين گونه روايات نيز شاهد بر همين معناست ، زيرا مساق آنها دربارهء أفرادىاست كه فاقد محبّت بوده و مىخواهند تحصيل محبّت نمايند .
در بحارالأنوار در باب حُبّ الله تعالى ، حديث هفتم از امام باقر عليهالسّلام روايت مىكند :
قال رَسولُ اللَهِ صَلَّىاللهعَلَيهِ وَ ءالِهِ وَ سَلَّمَ لِلنّاسِ وَ هُم مُجتَمِعُونَ عِندَهُ : أحِبُّوا اللَهَ لِما يَغذوكُم بِهِ مِن نِعَمِهِ ، وَ أحِبُّونى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أحِبّوا قَرابَتى لى .
« رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم به مردم كه نزد آن حضرت جمعشده بودند فرمود : خداوند را به خاطر روزيهايى كه به شما عطا مىنمايد دوست داشته باشيد ، و مرا به خاطر خداوند عزّوجلّ ، و اهلبيت و خويشان مرا به خاطر من . »
و در حديث دوازدهم همين باب از حضرت امامرضا عليهالسّلام از آباء گرامش از رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم آورده است :
أوحَى اللَهُ عَزَّ وَ جَلَّ إلى نَجِيِّهِ موسى : أحبِبْنى وَ حَبِّبنى إلى خَلقى . قالَ : ربِّ هذا أُحِبُّكَ فَكيفَ أُحَبِّبُكَ إلى خَلقِكَ ؟ قالَ : اذكُر لَهُم نَعماى عَلَيهِم وَ بَلآئى ( ءَالآئى - ظ ) عِندَهُم ؛ فَإنَّهُم لايذكُرونَ أو لايَعرِفونَ مِنّى إلّاكُلَّ الخَيرِ .
« خداوند به حضرتموسى كليمالله وحى فرستاد كه : مرا دوست بدار و در نزد بندگانم نيز مرا محبوب نما . موسى على نبيّنا و آله وعليه السّلام -