تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
بيم و ترس زوال و نقصان ، و نه براى استعانت و يارىجستن از آنها بر دفع همتاى زورمند منازع و پيروز در منازعهء با خود ، و نه براى احترازنمودن و دورىكردن از ضدّى كه برجهد و خصومت و عناد سر دهد ، و نه براى زيادى ملك و پهناورى حيطهء فرمانروائى و حكمرانى خود ، و نه براى غلبه‌پيداكردن بر همكار و انباز و شريك خود ، و نه براى دفع و رفع وحشت و اضطرابى كه در او موجود بوده و بواسطهء خلقت اين موجودات مىخواسته است با آنها انس گيرد و با استيناس با آنها رفع دهشت از خود بنمايد . سپس خداوند تمام موجودات را پس از تكوين و آفريدن آنها فانى مىكند و نيست مىگرداند ، نه به جهت ملالتى كه از آنها بر او داخل شده باشد در كيفيّت اداره و تحويل و گردش آنها و تدبير امور آنها ، و نه بواسطهء راحتى كه از فنائشان نصيبش گردد ، و نه بواسطه ثقل و سنگينىاى كه آنها بر او داشته‌اند ، و نه بواسطهء درازاى مدّت بقاء و طول حيات و موجوديّتشان كه وى را ملول و خسته كرده باشد تا آنكه اين جهات داعى شده باشد تا وى در نيست‌كردن و نابودنمودن آنها سرعت كند . و ليكن خداوند سبحانه آنها را با لطف خود تدبير فرمود و با فرمان خود نگاهداشت و با قدرت خود مضبوط و محكم و متقن ساخت ، تا بعد از نوشيدن شربت مرگ ، آنها را به خلعت حيات جاودانى مخلّع گرداند و به هستى بازگرداند و حيات نوين بخشد ، بدون آنكه نيازى بدانها داشته باشد و بدون آنكه براى إعادهء آنها از بعضى از آنها و يا چيزى از آنها يارى بجويد ، و بدون آنكه بواسطهء وحشتى كه از تنهائى به او رسيده باشد ، خواسته باشد با استيناس با آنها خود را منصرف گرداند ، و بدون آنكه بواسطهء جهل و كورىاى كه داشته باشد بخواهد به علم و درخواست دست يابد ، و بدون آنكه فقر و نيازمندى او را درگرفته و با إعادهء آنها بخواهد از حاجت به سوى غنى و كثرت بگرايد ، و بدون