تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
لِمُكاثَرَةِ شَريكٍ فى شِركِهِ ، وَ لا لِوَحشَةٍ كانَتْ مِنْهُ فَأَرادَ أن يَسْتَأْنِسَ إلَيها . ثُمَّ هُوَ يُفنِيها بَعدَ تَكوينِها ، لا لِسَأَمٍ دَخَلَ عَليهِ فِى تَصريفِها وَ تَدبِيرِهَا ، وَ لا لِراحَةٍ واصِلَةٍ إلَيهِ ، وَ لا لِثِقَلِ شَىءٍ مِنهَا عَلَيهِ ، لَم يُمِلَّهُ طُولُ بَقَآئِها فَيَدعُوَهُ إلَى سُرعَةِ إفنَآئِها ؛ لَكِنَّهُ سُبْحَانَهُ دَبَّرَها بِلُطفِهِ ، وَأَمسَكَها بِأَمرِهِ ، وَأَتقَنَها بِقُدرَتِهِ ، ثُمَّ يُعيدُهَا بَعدَ الْفَنآءِ مِن غَيرِ حَاجَةٍ مِنهُ إلَيهَا ، وَ لا اسْتِعانَةٍ بِشَىءٍ مِنهَا عَلَيها ، وَ لا لِانْصِرافٍ مِن حالِ وَحشَةٍ إلَى حالِ اسْتِئْناسٍ ، وَ لا مِن حالِ جَهْلٍ وَ عَمًى إلى حالِ عِلْمٍ وَالتِماسٍ ، وَ لا مِن فَقرٍ وَ حاجَةٍ الَى غِنًى وَ كَثرَةٍ ، وَ لا مِن ذُلٍّ وَ ضَعَةٍ إلَى عِزٍّ وَ قُدرَةٍ . « تمام أشياء در برابر او خاضعند و از مسكنت و فروتنى ، سر ذلّت در پيش افكنده و در مقابل عظمت او خوار و بىمقدارند و قدرت و توان فرار از او به سوى غير او ندارند تا از نفع و ضرر عائدهء از او جلوگيرى به عمل آرند . و براى او همتائى نيست تا در قدرت و منزلت مانند و همتاى او باشد ، و نظيرى در ذات و صفات او نيست تا مساوى او باشد . اوست فانىكنندهء أشياء و موجودات پس از هستى آنها به‌طورىكه أشياء موجوده همانند أشياء معدومه گردند ( و صفحهء عالم هستى از مظاهر و ظواهر به عالم نيستى مبدّل شود ) و فانىشدن دنيا پس از آفرينش آن ، شگفت انگيزتر از انشاء آن و پديدآوردن نخستين آن نيست . و هر آينه جميع حيوانات دنيا از مرغان آن و چهار پايان آن ، چه آن چهارپايانى كه شبانگاه به طويله و بستنگاه خود آورده شده مىآرمند و چه آنها كه رها كرده شده در مراتع مىچرند ، و از أصناف اصول حيوان و از اجناس و انواع آنها ، و از آن گروه از حيواناتى كه بدون‌فهم و كم‌إدراكند و چه از آنها كه فهيم و صاحب درايتند ، چنانچه به دور هم گرد آيند و مجتمع گردند براى ايجادكردن و پديدآوردن يك پشه توانائى ندارند و نمىدانند راه ايجاد آن كدام است ؟ !