پس ديگر حكومت إسلام است وپرچم توحيد بر فراز ميهنمان به اهتزاز درآمده ، و اين حكومت مقدّمهء طلوع آفتاب دولت نور و ظهور حضرت بقيّة الله الأعظم أرواحنا له الفداء خواهد بود .
حضرت آقاى حدّاد فرمودند : « خير ! اين ، اسم إسلام است نه حقيقت اسلام ، و موفّق نخواهند شد حقيقت إسلام را عملى نمايند ؛ حقيقت إسلام تنها با ظهور و تحقّق دولت كريمهء امام زمان عليهالسّلام اجراء شده و گسترش مىيابد ! و ليكن خداوند اسم إسلام را نيز دوست دارد و اين حكومت به همين مقدار نيز مطلوب و محترم است و بايد از آن دفاع كرد و آن را تقويت نمود . »
بارى ، حضرت آقاى حدّاد اين أبيات از مثنوىمعنوى عارف رومى را در سفرهاى متعدّد برايمان قراءت مىنمودند ، كه در واقع تفسير آيه كريمهء :
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
« 1 » بوده و دلالت دارد بر اينكه شناخت و معرفت عامّهء مردم نسبت به حضرت پروردگار تقليدى و اجمالىاست و توحيد آنان از حدّ و مرز علمى و استدلالى تجاوز ننموده و به عيان و شهود نرسيده و با همان أوهام و خيالاتى كه از حضرت حقّ دارند ، عمر خود را سپرى مىكنند :
روستائى گاو در آخور ببست * شير ، گاوش خورد و بر جايش نشست
روستائى شد در آخور سوى گاو * گاو را مىجست شب آن كنجكاو
دست مىماليد بر أعضاى شير * پشت و پهلو ، گاه بالا گاه زير
گفت شير ار روشنى افزون بُدى * زهرهاش بدريدى و دلخون شدى
اين چنين گستاخ زآن مىخاردم * كو در اين شب گاو مىپنداردم
حق همى گويد كه اىمغرور كور * نى ز نامم پاره پاره گشت طور ؟
هامش
( 1 ) . آيه 106 ، از سورهء 12 : يوسف : « و أكثر ايشان به خدا ايمان نمىآورند مگر درحاليكه از زمرهء مشركان هستند . »