تفاضل بين دو رفيق كه در راه خدا ممدّ هم هستند ممكن است از جهات مختلفى باشد ؛ گاهى يكى از آن دو ، راه را زودتر آغاز كرده و مسير بيشترى طى نمودهاست و از اين جهت جلوتراست ، ولى رفيق ديگر بالقوّة و الاستعداد از او قوىتر است ؛ يعنى گر چه از جهت مقدار سير عقبتر است ولى به لحاظ استعداد و قابليّت برتراست .
علّامهء والد گاهى تشبيه مىفرمودند كه برخى از أولياى خدا مانند يك ماشين كوچكند و برخى مانند اتوبوس و برخى همچون يك قطار ؛ يعنى همانطور كه سرعت سيرها متفاوتاست و نيز برخى زودتر از ديگران راه را آغاز مىنمايند ، سعه و ظرفيّتها نيز متفاوتاست . حتّى برخى ممكناست به مقصد نيز برسند ولى ظرف وجودشان همان ماشين كوچكى باشد كه از آغاز بوده است و برخى ممكناست در ميان راه باشند ولى سعهء ايشان همچون اتوبوس يا قطار باشد كه بعد از كمال مىتوانند عدّه زيادى را در خود جاى داده و به سوى خداوند سوق دهند .
در كتاب شريف روحمجرّد مىفرمايند : « عرفاى عاليقدر كه به مقام فناءفىالله رسيدهاند ، پس از اين مقام در مقام بقاءبالله ، تابع ظروف و أعيان ثابتهء خود مىباشند ، بعضى از آنها بسيار نورانى و وسيعاند و بعضى ديگر در مراحل و درجات مختلف . و بطور كلّى هر يك از آنها داراى نورى مخصوص به خود ، و إحاطهاى مختصّ به خويشتن مىباشند و بعضى از آنها نور و سعهء وجوديشان أندك است . » « 1 »
علىأىّحال رابطهء ظاهرى و واقعى علّامهء والد با مرحوم حدّاد رابطهء رفاقت بود ؛ يعنى با هم يكى بودند ، يك روح در دو بدن . همانطور كه
هامش
( 1 ) . روحمجرّد ، ص 352 .