تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
است ، در آنجا ولايت است و بس ، و حقيقت و كنه ولايت داراى معنى واحد بالصّرافه مىباشد ؛ فافهم يا حبيبى فإنّه دقيقٌ . » « 1 » مرحوم علّامه آية الله والد قدّس‌سرّه‌الشّريف به بنده خصوصى مىفرمودند : يكى از آقايانى كه دست تولّى به حضرت آقاى حدّاد رضوان الله عليه نداده بود ، در أواخر عمر كه در بستر بيمارى افتاده بود ، بنده به عيادتش رفته و گفتم : ديگر آفتاب عمر شما به لب بام رسيده ، شما ولايت آقاى حدّاد را قبول كنيد ! علّامهء والد فرمودند : من مىخواستم ايشان مؤمن ( كامل‌الإيمان ) از دنيا برود ، البتّه بعد از فوت نسبت به ايشان خوابهايى ديده شده و جاى ايشان خوب است ، در بهشت است ؛ ولى به آن مقامى كه مختصّ اولياى خداست و ما در نظر داشتيم ايشان بدان جايگاه برسند نرسيدند ! « 2 »
هامش
( 1 ) . روح‌مجرّد ، ص 572 تا ص 574 . ( 2 ) . اگرچه اين شخص از مواليان و شيعيان أميرالمؤمنين سلام الله عليه بوده است ، ولى اگر دست تولّى به مرحوم حدّاد مىداد بهرهء او از ولايت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام به مراتب بيشتر شده و در مسير قرب خداوند پيش مىرفت . إرادت به اولياى الهى و تلمّذ و كسب فيض در محضر آنان علاوه بر استفاده از ارشادات و راهنمايى ايشان موجب استفاضه از هدايت تكوينى ايشان است و با داخل‌شدن تحت ولايت اولياء كامل پروردگار استفاضه از ولايت معصومين عليهم الصّلوة و السّلام نيز مضاعف ميگردد . علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه در حاشيهء رسالهءسيروسلوك علّامهء بحرالعلوم قدّس‌سرّه‌العزيز مىفرمايند : يمرافقت سالك با اوستاد عامّ نيز لازم است زيرا كه نفحات رحمانيّه از جانب رب‌ّالعزّه توسط حجاب أقرب كه همان استاد خاصّ است به توسّط قلب استاد عامّ به سالك مىرسد ، بنابراين سالك نبايد از إفاضات قلبيّهء استاد عامّ غافل بماند كه از استفاضهء معنويّات او محروم خواهد ماند . » ( رسالهءسيروسلوك منسوب به بحر العلوم ، ص 167 ، تعلقيهء 137 ) -
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 267 | السيد محمد صادق الطهراني