سدّدهم و طوّل عمرهم و ارحمه و إيّانا برحمتك يا أرحم الرّاحمين . »
از مرحوم حضرت آية الله شيخ عبّاس طهرانى رضوان الله عليه نيز استفاده كرده بودند ولى شاگردشان نبودند ، و از ايشان تجليل كرده و مىفرمودند : ايشان خيلى سوخته بود و گمشده داشت .
در ميان أساتيدشان از مرحوم حضرت آية الله حاج شيخ محمّدجواد أنصارى همدانى و مرحوم حضرت آقاى حاج سيّد هاشم موسوى حدّاد رضوان الله عليهما بيشتر و بگونهاى ديگر تجليل و تكريم نموده و دربارهء ايشان عنوان ولىّ كامل را به كار مىبردند ، گرچه مسلّماً حضرت آقاى حدّاد را أقواى از ديگران دانسته و تعابيرشان نسبت به ايشان بسيار بلندتر بود . عبارت نوريّهء :
الحدّاد و ما أدراك ما الحدّاد ؟ !
كه دلالت بر تفخيم و تعظيم شأن حضرت آقاى حدّاد داشته و عجز و قصور انديشه از إدراك كمترين پايه از مقامات ايشان را مىرساند به خوبى از علوّ مقام و بلنداى جايگاه ايشان در آسمان توحيد پرده بر مىدارد . تعابيرى بس عالى و راقى در بارهء ايشان داشتند كه برخى را در كتاب شريف روح مجرّد نيز آوردهاند . و اين تعبيرات نسبت به مرحوم أنصارى و يا علّامهء طباطبائى از ايشان شنيده نشد .
البتّه هيچگاه در مقام مقايسهء بين اين بزرگان بر نمىآمدند ، در تمام اين سالها حقير يك بار همچنين مطلبى را از ايشان نشنيدم ، به عنوان مثال مكرّر پيش آمد كه در زمان تحصيل در حوزهء قم ايشان از بنده سؤال مىفرمودند : شما كه خدمت حضرت علّامهء طباطبايى رفته و در محضر ايشان تردّد داريد ، ايشان را چطور مىبينيد ؟ بنده كه از سنين نوجوانى حال عشق و هَيمان حضرت آقاى حدّاد نسبت به خداوند متعال و سوز و گداز ايشان را در مناجاتها و قراءت أشعار عاليهء عرفانى ديده بودم و سعه و إحاطهء ايشان بر نفوس و مراحل سير إلى الله را لمس نموده بودم ، عرض
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٢٣٦