حضرت والد در همان اوان تشرّف به نجف به سفارش مرحوم علّامهء طباطبائى از محضر آية الله حاج شيخ عبّاس قوچانى استفاده نموده بودند و مىفرمودند : ايشان خيلى بىهوى و زحمتكشيده و أهل عبادت بودند ، ولى در آن زمان هنوز باب توحيد برايشان مفتوح نگرديده بود و ألبتّه مرحوم قاضى به ايشان فرموده بودند : در أواخر عمر در شرائطى كه از أهل و عيال خود جدا گرديده و در غربت به سر مىبريد براى شما فتح باب مىشود .
در ماههاى آخر عمر شريفشان نامهاى براى علّامهء والد نگاشته و در ضمن آن به اين مسأله اشاره نموده بودند . علّامهء والد پس از وصول اين نامه در جلسهاى در جمع شاگردان خود فرمودند : مرحوم قاضى به آية الله قوچانى فرموده بودند كه در أواخر عمر در حالى كه از خانواده و نزديكان جدا شده و تنها مىباشند به وصال مىرسند و مقصودشان حاصل ميگردد و خانوادهء ايشان مدّتى است كه به ايران آمدهاند ولى ايشان به جهت اين وعدهء مرحوم قاضى در نجف ماندهاند و أخيراً نامهاى نگاشته و فرمودهاند كه طلائع و مقدّمات وعدهء مرحوم قاضى پديدار شده است . إن شاءالله رفقا همّت نموده و براى ايشان دعا كنند تا كارشان تمام شود . » و مدّتى كوتاه پس از اين واقعه آن مرحوم به ديار باقى شتافتند .
متن نامهء آن مرحوم در مورّخهء هفت جمادى الاولى 1410 كه آثار ضعف پيرى و لرزش دست در خطوط آن آشكار است ، چنين مىباشد :
« بسمه تعالىتاريخ : 7 / ج 1 / 410
حضور مبارك حضرت آية الله حاج سيّدمحمّدحسين طهرانى دامظلّه
بعرض سلام مصدّعم . اميد است از درگاه حضرت أحديّت جلّت عظمته كه وجود مسعود با جميع متعلّقين در زير سايهء بلندپايهء ولىّعصر ( عج ) مصون و مقضىّالمرام بوده باشيد .
نامهء مباركه زيارت ، موجب سرور گرديد . قوى [ و ] استعدادت
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 233
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٢٣٣