تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
يار را روى دل بسوى منست * منبع فيض روبروى منست نظر لطف هر كجا فكند * گوشهء چشم او بسوى منست پير ميخانهء الست منم * مستى چرخ از سبوى منست ماه بهر منست لاغر و زرد * مهر هم گرم جستجوى منست بهر من ميدود سپهر برين * انجمش هم نثار كوى منست نقش كلّى و عقل اوّل را * گردش آسيا ز جوى منست عشق مشّاطه‌ايست خم آراى * كَون آئينه دار روى منست نفس كدبانوئيست در حرمم * طبع هم راه رفت و روى منست پاسبانيست عقل در بر من * وهم مسكين گداى كوى منست هر كه جز حق به من بود محتاج * گر محبّ است گر عدوى منست هست چوگان عشق در دستم * هم نُه و هم چهار گوى منست
بهر من ساختند هشت بهشت * نار هم بهر شست‌وشوى منست كَون را فىالحقيقه قبله منم * روى هر دو جهان بسوى منست دم رحمانم آمده ز يمن * همه عالم گرفت بوى منست هفت دريا اگر شود پره‌ى * كمترين جرعهء گلوى منست كار من جستجوى او دائم * كار او نيز جستجوى منست سخنم گفتگوى اوست مدام * سخنش نيز گفتگوى منست هر كجا فتنه‌اى و آشوبيست * شرح أحوال توبه‌توى منست ناله‌اى گر ز خسته‌اى شنوى * آن صدايى زهاى و هوى منست هر حديثى كه بوى درد كند * تو يقين دان كه گفتگوى منست خوش در آغوش آورم روزى * قامت آن كه آرزوى منست « 1 »
هامش
( 1 ) . كلمات‌مكنونه ، ص 128 و 129 .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 217 | السيد محمد صادق الطهراني