عالمى ربّانى كه شوريدگان وادى حيرت و جويندگان سبيل نجات از فروغ حسن روى او نور گرفته و به حرم أمن حضرت پروردگار هدايت مىشدند .
عاشقان جمال حضرت أحديّت در سايهء عنايت و لطف ايشان تربيت يافته و آرام آرام از كأس كرامت ايشان ساغر وحدت مىگرفتند و از عالم جزئى و كثرات عبور كرده و حجاب ناسوت را كنار زده و با طلوع و ظهور أنوار توحيد از افق ضميرشان ، مست و حيران بر آستان عبوديّت حضرت حقّ سر مىنهادند و اين گلبانگ سربلندى آنان بود كه در عالم وجود طنين مىانداخت .
چه بگوييم دربارهء ايشان كه ساكنان بارگاه عالم قدس ، او را علّامه آية الله مىخوانند ! « 1 » و حضرت حاج سيّدهاشم حدّاد رضوان الله تعالى عليه ايشان را سيّدالطّائفتين مىدانند ! و قلم آيات علم و عرفان ، گوهرهاى درّ و مرواريد و ياقوت را در مدح ايشان به سلك تحرير در مىآورد ، و همه به اتّفاق ايشان را مىستايند ؛
وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا .
در اينجا سخن از سيره و مقام و منزلت علمى فقيد علم و عرفان ، حسنهء دهر و نادرهء دوران ، آيت عظماى إلهى حضرت علّامهء والد حاج سيّد محمّدحسين حسينى طهرانى أفاض اللهُ علَينا مِن بركاتِ تُربَته القُدسيّة كه با غروب آن آفتاب حسن ، هنوز قلوب ما در غم فراق ايشان محترق و جريحهداراست به اتمام مىرسد و اين فصل از كتاب را با ذكر حديث شريفى خاتمه مىدهيم بحوله و قوّته و منّه و كرمه .
شيخ در امالى خود از حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهماالسّلام از آباء
هامش
( 1 ) . ايشان در آغاز از ملقّبشدن به ألقاب متعارفه همچون « آية الله » به شدّت تحاشى داشتند ، ولى بعدها در رؤياى صادقهاى به ايشان امر نموده بودند كه نام خود رابر آثار مطبوع با لقب « علّامه آية الله » درج نمايند و ايشان نيز از آن پس به اين امر رضايت دادند ؛ رحمة الله عليه رحمةًواسعة .