است و عمل به آن جهاد مىباشد ، و آموختن آن به كسى كه نمىداند صدقه بوده و عطاكردن آن به أهلش موجب تقرّب به خداى متعال است ؛ زيرا علم نشانههاى حلال و حرام و علائم راههاى بهشت است و أنيس و همنشين انسان در تنهائى و غربت و همصحبت در خلوت و راهنماى در خوشيها و سختيها و سلاح بر دشمنان و زينت در نزد دوستان مىباشد .
خداوند به واسطهء علم و دانش گروهى را بالا برده و ترفيع درجه مىدهد و ايشان را جلودار و پيشواى در خيرات قرار مىدهد كه ديگران از ايشان تبعيّت نموده و به واسطهء كردار ايشان هدايت مىشوند و از رأى و نظر ايشان پيروى مىنمايند و ملائكه در دوستى و خلّت با ايشان رغبت نموده و بالهاى خود را برايشان مىكشند و در عبادت خود براى ايشان دعا كرده و در خواست بركت و زيادتى مىكنند . هر خشك و ترى براى اين عالمان استغفار مىكند حتّى ماهيان و جنبندگان موذى دريا و درندگان و چارپايان خشكى .
همانا علم ، حيات دلها از نادانى و جهل و نورديدگان از تاريكى و ظلمت و مايهء قوّت بدنها از سستى و ضعف است . بنده را به منزلگاههاى أخيار و مجالس نيكان و درجات عاليه در دنيا و آخرت مىرساند و تكرار و يادآورى آن معادل روزه و مداومت بر خواندن آن معادل قيام در شب است . به واسطهء آن پروردگار اطاعت شده و پرستيده ميگردد و به واسطه آن خويشاوندان به هم وصل شده و صلهء أرحام به جا آورده ميگردد و با آن حلال و حرام شناخته مىشود . علم جلودار عمل و عمل پيرو اوست . خداوند آن را به سعداء إلهام كرده و أشقياء را از آن محروم مىسازد ؛ پس خوشا به حال كسى كه خداوند او را از حظّ و بهرهاش از علم محروم ننموده است . »
اى قصّهء بهشت ز كويت حكايتى * شرح جمال حور ز رويت روايتى