تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
پايان سير بندگى آمد سجود تو * برگير سر كه او همه خود شد وجود تو « 1 »
إقامهء عزا و سوگوارى و برتن‌نمودن جامهء حزن و اندوه و قراءت شعر و مرثيه وسردادن گريه در مصيبت و رثاى أهل‌بيت عليهم السّلام خصوصاً در مصيبت‌هاى جانكاه حضرت سيّدالشهداء عليه‌السّلام ، از أفضل عباداتىاست كه بدان ترغيب شده‌است ؛ فلذا از دير باز دأب و سيرهء علماء و فقهاء و بزرگان از مدرّسين و أساتيد و أصحاب وعظ و منبر بر اين بوده‌است كه بعد از تدريس و بيان علوم و معارف إلهيّه و حِكَم و مواعظ أخلاقى ، ذكر مصيبت نموده و روضه مىخواندند و سرشك غم مىفشاندند و بدين كار فخر مىنمودند و آن را منّتى و موهبتى از سوى خداوند بر خود مىدانستند . مجلسى كه در آن روضهء أهل‌بيت خوانده مىشود ، مهبط أولياء و فرشتگان مقرّب إلهىاست . ملائكه دوستدار اين مجالس مىباشند و هر كجا چنين مجلسى را ببينند ، در آنجا هبوط كرده و أهل آن را در حلقهء نور خود مىگيرند و آنجا را مطاف خويش مىسازند . در اين مجالس‌است كه غاليهء حوريان بهشتى از مشك و عبير و ياس ولايت پرمىشود و آنجاست كه دل‌ها از جام كوثر سيراب ميگردد و چراغ هدايت در قلوب ، افروخته مىشود . با اين همه اگر چه روضه‌خوانى سنّتى حسنه است ، لكن آنگاه فضيلت دارد و به غايت خود مىرسد كه مطابق با موازين شرع و سيرهء خود أهل‌بيت عليهم السّلام بوده و از هر گونه بدعت و تحريف و غلوّ و خرافات بر كنار باشد ، و خداى نكرده بگونه‌اى نباشد كه به عصمت و جلالت و عظمت شأن خاندان رسالت لطمه زده و موجب وهن شعائر دينى شود .
هامش
( 1 ) . ديوان نيّر ، ص 205 و 206 .