مرجعيّت
زعامت و مرجعيّت دينى و تصدّى كرسى افتاء و نجاتدادن مسلمين از وادى حيرتوسرگردانى در مقام تكليفوعمل و دستگيرى از آنان در عصر غيبت ، اگرچه منصبىاست إلهى و بس عظيم و در روايات وارده از أهلبيت عليهم السّلام براى فقيهى كه به اين وظيفه قيام كند اجر و پاداشى بزرگ بيان شده ، امّا با اين حال ، شخصى كه متصدّى اين مقام منيع مىشود ، خود را در لبهء پرتگاهى عميق و خطرناك قرار داده كه با اندكى لغزش و انحراف از صراط مستقيم ، از آن مقام عزّ و قرب به حضيض ضلالت و دورى از خدا سقوط مىكند !
و روايات غلاظ و شدادى كه در نهى از فتوىدادن وارد شده ، علماء و فقهاء ربّانى را بر آن داشته كه تا حدّ امكان از اين مقام و پذيرش اين مسؤوليت سنگين احتراز كرده و سرباز زنند .
نگاهى به ترجمهء أحوال و كلمات آنها در وصيّت و موعظهء به فرزندان و شاگردان خود و اجازهنامهها و انقلاب و تغيير احوال ايشان هنگامى كه در معرض مرجعيّت و افتاء قرار مىگرفتهاند ، اين معنا را به خوبى تصديق مىكند .
حضرت علّامهء والد روحىفداه در مقدّمهء كتاب نفيس و ممتّع توحيد علمى و عينى ص 23 تا ص 26 در بيان شرح حال عالم إلهى و عارف
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٧٩