مىشد . دلسوختگان و شوريدگان حضرت حقّ و دوستداران و مشتاقان ولايت در نغمههاى توحيدى و ولايى با يكديگر همنوا مىشدند ، جانها سرمست از بادهء وحدت و ولايت و مستغرقِ در أنوار جمال حضرت پروردگار مىگرديد .
ايشان از عمامه و خلعت رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم ، آنچنان كه شايسته و سزاوار آن بود تجليل و تكريم مىنمودند ؛ آنگونه كه أهلعلم و طلّاب بر خود مىباليدند و خدا را از اين موهبتى كه به آنان عطا فرموده بود شاكر بوده و حمد و ستايش مىنمودند .
زنان مؤمنه و مخدّرات نيز در اثر تبعيّت از ايشان در پيروى از سيرهء حضرت فاطمهء زهراء سلاماللهعليها ، شهد شيرين پردهنشينى و مصونيّت و تحفّظ و پرداختن به امور موافق با فطرت را چشيده و محفوف به أنوار كرامت و عزّت و حياء و عفّت شدند ، و دوشبهدوش شوهران خود در كاروان انسانيّت و معنويّت در حركت بسوى عالم توحيد همراه شدند و أنوار معرفت بر دل آنها تابيد ، و آرامش و سكون و وقار و طمأنينهاى را كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم در دين توحيدى خود براى آنان به ارمغان آورده بود ، با جان خود احساس كردند .
لباس بلند و پوشيدن سر را سنّت رسولخدا صلّى الله عليه و آله وسلّم مىدانستند ؛ نه اين كه نوعى لباس براى صنف و گروهى خاصّ ، و آن هم در زمانى خاصّ باشد . و لذا دستور ايشان مخصوص به بيرون از خانه نبود ، بلكه مىفرمودند : در خانه نيز بايد لباس بلند پوشيد و عمامه يا شب كلاه به سر گذاشت . خود ايشان در منزل هميشه لباس بلند داشته و عمامهء سبز رنگ به سر مباركشان مىبستند .
به طلّاب پيش از معمَّمشدن « 1 » دستور مىفرمودند كه لباس بلند پوشيده و
هامش
( 1 ) . رعايت اين سنّت را به عموم شاگردان سلوكى نيز توصيه مىفرمودند ، ولى -