تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
سبكسار مىگرداند ، تا آنجا كه عقل خود را كه با تفكّر و تدبّر در باطن قرآن و حديث و أمثلهء روشن و مثل‌ها معانى خوب را استنباط مىكند و از شاهد بر غايب استدلال مىكند ، اندك مىشمرند و از هر علم و معنايى كه از طريق صريح نقل بدان‌ها نرسيده است ، إعراض مىكنند و روى برمىگردانند . و از آنجا كه اين دسته از علماء ، عقل و خرد خود را كه در اين علوم نقلى نيز مدخليّت عظيم دارد و فهم آنها و حجج و دلايل آن بر عقل موقوف است ، در باب استخراج و استنباط معانى غريب و إدراك معانى مجرّد به چيزى بر نمىگيرند ، چگونه علوم كشفى و ذوقى كه از اين معانى كه با عقل استنباط مىشوند به مراتب دقيق‌تر و باريكتر مىباشند ، در تنگناى وعاى نفس و طبع يا ذهن آنها مىگنجد ؟ تا آنجا كه به سبب جهل و عدم‌گنجايش ، آن علوم را به سفسطه يا به كفر و زندقه و بدعت و مذهب حلول نسبت مىدهند ، با آن كه اصول اين علوم در نقل مذكور است . پس تو كه مسترشدى به سبب علوم نقلى ، از علوم عقلى به كلّى إعراض منماى و در اين أمثله كه به تو نمودم تدبّر كن و بعد از آن چون به طريق اجمال ، چيزى از آن فهم كردى از آن علوم نقلى و عقلى هم بدرآى و با فناى جملهء أوصاف جسمانى و نفسانى خودت ، به اين حضرت جمعيّت من توجّه كن تا به عين‌الحيوة علم حقيقى برسى ! چه آنجا كه حضرت جمعيّت من است ، علمى إلهى و سرّى نامتناهى از علوم ذات و أسرار و حكم أفعال و صفات است كه از غايت غموض و خفا از إدراك عقول سليم و نفوس مستقيم پوشيده‌است ؛ زيرا كه بدان علوم و أسرار جز به فهم و عقل « بى يَعقِل » نتوان رسيد ، و از سرّ « لايَعرِفُ اللهَ إلّااللهُ » گرد آن علوم اسرار ، حصنى منيع است . » « 1 » انتهى كلامه .
هامش
( 1 ) . مشارق‌الدّرارى ، ص 695 و 696 ، با تصرّف و تحرير جملات .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 143 | السيد محمد صادق الطهراني