فرمايش ايشان اشكال حل شد .
مىفرمودند : طلبه پس از آنكه درس را از محضر استاد فرا گرفت بايد به مطالعهء دقيق آن بپردازد و نكات و دقائق آن را استخراج كند ؛ در مورد ألفاظ و كلمات و تعابير مصنّف و شارح تأمّل كند و در آن بينديشد و از كنار آن سرسرى و بىتوجّه عبور نكند . مثلًا اگر به قراءت شرحسيوطى بر ألفيه مشغول است ، در ابتداى ارجوزه كه ابن مالك ميگويد : وَ أسْتَعينُ اللهَ فى ألْفيَّة و شارح در شرح آن ميگويد : وَ أسْتَعينُ اللهَ فى - نَظمِ ارْجوزَةٍ - ألْفيَّةٍ بايد فكر كرد و به دنبال آن گشت كه چرا - نَظمِ ارْجوزَةٍ - را بين جار و مجرور قرار داد و دليل اين توسّط چيست ؟
از حواشى مقدار لازم را مطالعه كند و بعد با شريك علمى خود به مباحثهء آن درس مشغول شوند ؛ به اين كيفيّت كه همهء مطالب درس را در ذهن و خاطر خود داشته باشد و همه را از حفظ بگويد و آنچنان زيبا تقرير كند كه گويى مشغول تدريس است و در اين هنگام ، همبحث او بايد با دقّت به مطالب و تقرير او گوش دهد و مواضع اشتباه را تصحيح كند .
بعد از بيان مطالب ، نوبت به تطبيق آنها با عبارات كتاب مىرسد كه بايد عبارات عربى را صحيح ادا كند و إعراب آنها را كاملًا اظهار كند و وقف به سكون ننمايد !
مىفرمودند : طلبه بايد ليلًا و نهاراً و سفراً و حضراً درس بخواند و از دقائق عمر خود استفاده كند . طلبهاى كه يك ساعت بىكار باشد طلبه نيست ، چون « طلبه » جمع « طالب » است و طالب يعنى جوينده و خواهان . و زمانى اين عنوان به نحو حقيقت بر او صادق است كه متلبّس به مبدأ اشتقاق يعنى طلب باشد .
بر اين أساس ، سفارش مىفرمودند كه أيّام تعطيل را نيز درس بگيريد . و ما
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٣٩