منظومه و قسمت معظم جلد اوّل أسفار را خودشان براى ما تدريس نمودند و نيز بخش ديگرى از أسفار و إلهيّات شفا را طبق سفارششان از محضر حضرت آية الله حسنزادهء آملى مدّ فى عمرهالشّريف درس گرفتم .
حتّى به علومى چون رجال و تفسير نيز سفارش مىكردند . براى علم رجال به حقير سفارش كردند مدّتى كه حدود يك سال شد از محضر حضرت آية الله شبيرى زنجانى مدّظلّه استفاده كنم و خواندن درايهء مرحوم شهيد ثانى رضوان الله عليه را كافى نمىدانستند .
نسبت به تفسير مىفرمودند : درس گرفتن تفسير ضرورت ندارد . اگر كسى دروس پايه را خوب بخواند ، ميتواند با مطالعهء كتب تفسيرى استفادهء لازم را ببرد . ولى در عينحال ممارست و مداومت بر مطالعهء تفاسير را براى طلبه ضرورى مىدانستند و به انس با قرآن و تدبّر در آيات آن سفارش أكيد مىنمودند و يكى از نقائص حوزه را آشنانبودن طلّاب با قرآن مىشمردند .
مىفرمودند : طلبه بايد دورههايى از كتب تفسير را از آغاز تا انجام مطالعه نمايد و در سالهاى آخر عمر شريفشان به طلّابى كه در زمرهء شاگردان ايشان بوده و مطوّل را تمام كرده بودند دستور فرمودند كه هر يك روزانه يك صفحه از تفسير بيضاوى را مطالعه نموده و يك دوره اين تفسير را بخوانند .
دربارهء مطالعهء حواشى كتابهاى درسى مىفرمودند : طلبه بايد از حواشى بهمقدارى كه ممهّد و مبيّن درس است مطالعه كند و صرف درسگرفتن متن بدون مطالعهء حاشيه ، عمق و دقّت لازم را بوجود نمىآورد .
مثلًا براى مطوّل حاشيهء ميرسيّد شريف را توصيه كرده و براى قوانين ، حاشيهء جواد و حاشيهء مرحوم سيّد على قزوينى و براى رسائل ، اوثقالوسائل را سفارش مىنمودند .
از بحرالفوائد مرحوم آشتيانى و نيز حاشيهء مرحوم آخوند بر رسائل نيز
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 135
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٣٥