تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
چه كنم تا خدمتم در دين مؤثّر باشد ؟ ايشان در پاسخ انگشتان مسبّحه ( سبّابه ) دو دست خود را بلند مىكند و هِىْ بالا مىبرد و پايين مىآورد و ميگويد : طلبه ! طلبه درست كن ! استعمار از هيچ نيرويى همچون همين طلبه‌هاى ألِف‌قَد نگران نيست . « 1 » و البتّه معلوم است كه تمام هراس و دلهرهء استعمار و استعمارمآبان از طلبه‌هاى الف‌قدّى است كه در آينده دين‌شناسانى عميق و توانا و مسلّط بر همهء أبعاد شريعت گرديده و توان استنباط أحكام الهى را از كتاب و سنّت داشته و بر نقد آراء باطلهء مخالفين و نشان‌دادن نقاط ضعف آن قادر باشند ، تا با ضميرى روشن و نورانى و فكر و بصيرتى عميق وارد جامعه شده و مردم را به سوى سبل سلام هدايت كنند و با دستگيرى از آنان ، جامهء تقوا و عزّ و وقار را بر تن آنها پوشانده و در مواقع فتنه و مهالك روزگار با بصيرت نافذ خود مردم را از خطر سقوط در درّه‌هاى انحطاط و گمراهى برهانند و سياست‌هاى مزوّرانه و توطئهء دشمنان را ، نقش بر آب و خنثى كنند ؛ نه آن طلبه‌هايى كه بدون جامعيّت و إحاطهء كامل بر أبعاد گوناگون شريعت و بدون عمق و دقّت ، به تبليغ دين مىپردازند و نمىتوانند چهرهء زيباى دين را آن گونه كه هست ، نشان دهند . سفارشات خاص به برخى كتب و شروح علىأىّحالٍ حضرت والد مقيّد بودند كه ما همان كتابهايى را كه سابقاً در حوزه تدريس مىشد بخوانيم و درس بگيريم . مىفرمودند : مغنىاللبيب ، مطوّل ، شرح‌شمسيّه ، جوهرالنّضيد ، معالم‌الاصول و قوانين‌الاصول بايد خوانده شود . از اينكه در حوزه بجاى مطوّل ، مختصر و يا به جاى مغنى ، تلخيص‌مغنى متداول شده ، بسيار تأسف مىخوردند و مىفرمودند : اگر فردى با مختصر
هامش
( 1 ) . نورملكوت‌قرآن ، ج 2 ، ص 310 .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 133 | السيد محمد صادق الطهراني