تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
خواندن عالم شود ، عالم مختصر مىشود و هرگز عالم متبحّرى نخواهد شد . در مدّتى كه در طهران بوديم ، براى ما درسى خصوصى تعيين كرده بودند و بنده قبل از خواندن شرح‌لمعه خدمت يكى از آقايان فاضل و دانشمند ، معانى و بيان و بديع مطوّل را درس گرفتم . نظرشان اين بود كه معالم‌الأصول و بعد از آن قوانين حتماً خوانده شود ، حتّى مىفرمودند كه مبحث عامّ و خاصّ قوانين نيز خوانده شود ، زيرا بسيارى از مطالب مفيد اصولى را ، مرحوم ميرزاى قمّى در اين بحث مطرح كرده كه در كتاب درسى ديگرى نيامده است . مىفرمودند : اگر كسى قوانين را با حواشى آن خوب بخواند از درس گرفتن اصول‌الفقه مستغنى است و با مطالعه يا مباحثه آن را به خوبى مىفهمد . مىفرمودند : بايد يك دورهء كامل درس خارج اصول به مقدار متعارف ( حدود هشت يا نه سال ) با اتقان و دقّت خوانده شود ، و هر چه انسان دقيق‌تر و عميق‌تر بخواند در استنباطش موفّق‌تر است . فقيه آن كسى است كه در استنباط أحكام شرعيّه در موارد ضرورى به اصول رو بياورد و بيشتر در مضمون روايات تعمّق داشته و مهما أمكن بين روايات جمع نمايد . اگر با زبان روايات و فقه‌الحديث خوب آشنا باشد و در علم رجال و درايه نيز مسلّط باشد ، روايات را زود رها نكرده و به أصل عملى تمسّك نمىنمايد ؛ الأصلُ دَليل حَيثُ لا دَليل . فقيه كسى است كه بتواند در أغلب موارد ، حكم را از أدلّه استنباط كند و محتاج به أصل نشود ، و اگر جايى واقعاً چاره‌اى نبود به اصول عمليّه مراجعه كند ؛ و سبك فقهى خود ايشان نيز بر همين منوال بود . به خواندن كتب فلسفه و حكمت نيز علاوه بر دروس عمومى حوزه سفارش مىكردند و چنانچه عرض شد به جهت شدّت اهتمام به اين علوم ،