خدا و سنّت كاملًا آشنا باشد ؛ براى تبليغ و ترويج دين چنين اشخاصى لازم است و بدون بهدستآوردن ملكهء اجتهاد غرض از تحصيل در حوزهء علميّه محقّق نمىشود .
دوّم اينكه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم و أئمّهء طاهرين عليهم السّلام دستور دادهاند كه مؤمنين به دنبال علم بروند و در دين متفقّه شوند « 1 » و تفقّه در دين فقط به معنى آموختن علم فقه و اصول نيست ، بلكه انسان بايد همهء أبعاد و جوانب دين را بشناسد و فهمى عميق نسبت به آن پيدا كند .
دين مشتمل است بر توحيد و معاد و ولايت و اخلاق و فروع فقهى ، و لذا آموختن تفسير و أخلاق و فلسفه و عرفان و تاريخ و سيره نيز لازم است و تا كسى در همهء اين زمينهها متخصّص و مجتهد نشود ، فقيه واقعى نخواهد بود .
سرچشمهء همهء علوم و معارف إلهيّه و حقائق ربّانيّه و مكارم أخلاق و أحكام شريعت غرّاء ، توحيد حضرت حقّ است و كسى كه أهل توحيد نباشد گرچه در فروع جزئى مسلّط و متضلّع باشد ، هرگز آن فقيه واقعى كه امام صادق عليهالسّلام ، از او تمجيد نمودهاند نيست . كسى كه عرفان را ردّ كرده و راه توحيد را باطل ميداند ، عالم حقيقى نيست .
بر اساس دو اصل گذشته ، ايشان براى تعليم و تعلّم در حوزههاى علميّه و تربيت علمى و عملى طلّاب نظرات بسيار دقيق و بينش عميقى داشتند كه سبب
هامش
( 1 ) . در كافى از امام صادق عليهالسّلام از رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم روايت نموده است كه : طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسلِمٍ . ألاإنَّ اللهَ يُحِبُّ بُغاةَ العِلْمِ . « طلب علم بر هر مسلمانى واجب است . بدانيد كه خداوند طالبين علم را دوست دارد . »
و نيز از امام صادق عليهالسّلام روايت نموده است كه : لَوَدِدتُ أَنَّ أصْحابى ضُرِبَتْ رُؤوسُهُمْ بِالسّياطِ حَتَّى يَتَفَقَّهُوا . « دوست داشتم كه با تازيانه بر سر اصحاب من زده مىشد تا به مرتبهء فقاهت و شناخت دين برسند . » ( الكافى ، ج 1 ، ص 30 و 31 ، باب فرضالعلمو وجوبطلبه ، ح 1 و 8 )