تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
مىرفت خطبه خواند و سخنرانى كرد ، و قوىّ اللهجه و طَليق اللسان سخن گفت و ظلم دستگاه بنى اميّه و پستى و زبونى كوفيان بى اراده و رذل را بر شمرد . و بايد خطبه بخواند و سخن بگويد و سيّئاتشان را بر ملا كند و حقّانيّت برادر رشيد و امام به حقّ خود را به گوش جهان برساند ؛ اين حقّى است كه قرآن به او داده است ، و اين رسالتى است كه در اين سفر عظيم و هولناك از جانب برادرش به وى محوّل گرديده است . . . اين عمل زينب عمل استثنائى بود كه در كوفه و شام در مجلس يزيد پرخاش كرد و سخن گفت ، نه قبل و نه بعد از زينب ديده نشد كه در ميان مردان سخن بگويد . . . زينب كبرى پنجاه و پنج سال داشت كه در صحراى كربلا حضور يافت ، زيرا از حضرت سيّد الشّهدا عليه السّلام دو سال كوچكتر بود . و چون وفاتش در ماه رجب سنه شصت و دو يعنى يكسال و نيم بعد از واقعه عاشورا مىباشد بنابراين عمرش نيز قريب عمر برادرش حسين عليه السّلام بود . زينب سلام الله عليها در اين مدّت عمر طولانى در مدينه بود و يك بار ديده نشد كه در مجالس مردان شركت كند و سخنرانى نمايد ، و براى آنان و يا براى مجالسى كه زن و مرد هر دو صنف وجود دارند تفسير و حديث بيان كند ؛ با آنكه عالمه اهل بيت بود . . . زينب مجالس زنانه در مدينه داشت و زنان را تربيت به قرآن و حديث و تفسير و اخلاق مىنمود ، مجالس او معروف بود . اگر سخنرانى زينب در كوفه و شام در حال اسارت دليل بر جواز مطلق سخنرانى و هر گونه موعظه و خطابه بود ، پس چرا نظير اين سخنرانى در ميان مردان در آن مدينه پهناور آن روز كه مركز علم بود حتّى براى يك بار هم از او واقع نشد ؟ ! « 1 » »
هامش
( 1 ) « نور ملكوت قرآن » ج 1 ، ص 59 به بعد