تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
نواده ارجمندش فاطمه بنت الحسين نيز در كوفه خطبه خواند . اين اشتباه بزرگ و خَبط غير قابل معذرتى است كه بر اذهان ما وارد شود ، و يك نوع مغالطه‌اى است كه از ناحيه افكار شيطانى و گرفتار هواى نفس ، به جاى برهان ، در فنّ مخاطبات خود را جا مىزند . آخر كسى بدين ياوه سرايان كه مدّعى اسلام شناسى هستند نمىگويد : اگر خطبه خواندن و سخنرانى نمودن زن در شرائط عادى هم جائز بود پس چرا همين دخت پيامبر صدّيقه كبرى فاطمه زهراء سلام الله عليها در زمان حيات پدرش رسول الله يك سخنرانى هم در مسجد نكرد ؟ چرا در مسجد و غير مسجد مجلس درس تشكيل نداد ؟ و براى همه اصحاب أعمّ از مرد و زن تفسير قرآن و سيره پدرش را بيان نكرد ؟ چرا نه او و نه غير او از زنان مدينه در ميان مردان يك سخنرانى ننمودند و يك مجلس درس ، موعظه و حديث ، تفسير ، از آنها و نه از زنان مكّه و نه از زنان كوفه و بصره ديده نشد ؟ عزيز من ! چشمت را باز كن گول نخورى ! از مطالبى كه ما در بحث و بيان از آيه كريمه :
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ
نموديم خوب بدست آمد كه : خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها در مسجد ، براى دفاع از حقّ خود در اثر ستمى كه بر وى از ناحيه دستگاه مدّعى خلافت پدرش رسول الله وارد شده بود بوده است و بس . او فرياد و ضجّه و غوغاى خود را جهارا در مسجد بر عليه ظالم بلند كرد و أبو بكر و عمر را محكوم نمود و مفتضح ساخت . . . پس كجا كسى ميتواند به خود چنين جرأتى را بدهد كه بگويد : اين عمل استثنائى بىبى دو عالم دليل بر جواز سخنرانيهاى زنان در محافل مردان در صورت عادى و شرائط غير استثنائى مىباشد ؟ ! دخترش افتخار زنان عالم زينب ، در كوفه در وقتى كه در كجاوه اسارت
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 539 | جمعى از فضلا