و أحيانا خلاف شرع مىشمردند و حجاب زنان را دليل بر لزوم خانه نشينى و سكوت در برابر ظلم و ستم ظالمان تصوّر ميكردند و خواسته يا ناخواسته گرفتار تفريط شده بودند ، حضرت آقا ظلم ستيزى را ستوده و هجوم زنان مؤمن و مسلمان به خيابانهاى كشور و تظاهرات عليه طاغوت را مصداق قيام و اقدام عليه حكومت جور مىشمردند .
در تبيين و تفسير آيه مباركه :
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ
و اينكه فرياد عليه ظلم و ستم فريادى است مرضىّ رضاى خدا ، زن و مرد نداشته و وظيفه عمومى امّت است مىنويسند :
« ما در زمان خود يك نمونه بارز از اين جَهر به گفتار زشت و إعلان به سيّئات و بديهاى ظالم را ديديم كه خيلى روشن و آشكارا نداى مظلوم را در برابر تعدّيات ظالم حكايت مىنمود : و آن داستان ريختن زنهاى مؤمنه با چادرهاى خود به خيابانها در انقراض حكومت جائرانه دودمان پهلوى بود .
حكومت پهلوى از هر گونه ستم و جنايت و خيانت به نفوس و اموال و أعراض و نواميس مردم مسلمان دريغ ننمود ، از جمله آنكه حجاب زنهاى مسلمان را برداشت و سُفور و فحشاء و پردهدرى و اعمال منافى عفّت را با زور و سر نيزه به مردم تحميل كرد .
چند زن لخت و عريان غرب زده و غرب ديده را به عنوان سمبل تمدّن و آزادى با افكار پليد و فاسد به روى كار آورده و زمام تبليغات مدارس و وسائل ارتباط جمعى ( رسانههاى گروهى ) و بودجه دارائى و اوقاف را در اختيارشان گذارده ، و آنها خود را زنان اصيل و آزاد ايران معرّفى كرده و چنين وانمود كردند كه از حيا و عصمت و عفّت و علم و ادب و هنر و دين و اخلاق در ايران خبرى نيست ؛ و زنان مؤمنه و متديّنه و با سواد محجوبه چنان در اقلّيّت هستند كه جز در قعر خانهها و مجالس روضه خوانى و بعضى از محلّات فقير و ضعيف و دور