گذشته دارد ، از ديرباز مورد نظر مرحوم حضرت آقا بود و بر آن تأكيد داشتند . در يك جا مىنويسند :
« ما شيعيان بايد اعتراف كنيم كه به قرآن وارد نيستيم ، بچّههاى ما قرآن نمىدانند ، در حالى كه بچه زود قرآن را حفظ مىكند . پسرهاى پانزده ساله ما بايد قرآن را حفظ باشند . « 1 » »
و در جاى ديگر - در بحث انتظارات از طلّاب - مىنويسند :
« . . . و جامع بين حكمت نظرى و عرفان عملى ، و در فقه خبير و بصير ، و به سيره رسول الله و منهاج پيشوايان دينى داراى اطّلاع تامّ ، و به قرآن مجيد كتاب الهى وارد ، و از شأن نزول و تفسير آيات كاملًا با خبر بوده ، و خودشان نيز قرآن و يا بيشترِ از آن را حفظ داشته باشند . « 2 » »
و در جاى ديگر آوردهاند :
« انسان نبايد به يك سوره خاص مثل سوره توحيد و يا قدر و يا نصر در تمام نمازهاى خود اكتفا كند ، اين موجب تضييع و مهجوريّت قرآن مىشود .
مقدارى را كه هر مسلمان از قرآن متحمّل است همان مقدارى است كه از بَر دارد و ميتواند از حفظ بخواند ، نه آن كه ميتواند به مصحف مراجعه كند و از روى آن بخواند .
مسلمينى كه فقط به سوره
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
و سوره
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
در نمازهاى خود اكتفا مىكنند ، در صورتى كه همان مقدار را حفظ داشته باشند نه بيشتر از آن را ، فقط به مقدار همان سوره از قرآن را تحمّل كردهاند ؛ و از ما بقى قرآن بهره ندارند . « 3 » »
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 249
( 2 ) « نور ملكوت قرآن » ج 2 ، ص 313
( 3 ) همان مصدر ، ج 3 ، ص 324 و 325