مطلق و مقيّدش مطّلع باشد ؛ و خلاصه بايد شخصى باشد كه : عارف به قرآن مِن جميعِ الجهات باشد . مبدأ و اصل علوم اسلامى قرآن است .
حال اگر انسان قرآن را رها كند و به سراغ علوم ديگر برود ، مثلًا قرآن را كم بخواند و كتاب دعا بيشتر بخواند ، ترك قرآن كرده است . يا قرآن را كم بخواند و كتاب حديث مطالعه كند ، يا بعضى از علوم ديگر را بخواند به طورى كه قرآن مهجور شود ، اين شخص ، فقيه حقّ الفقيه نيست ؛ به جان و روح فقه نرسيده و فقه را مسّ نكرده است .
و حقّاً ما شيعيان بايد در اينجا اظهار شرمندگى و خجلت كنيم و اعتراف كنيم كه حقّ قرآن را ادا نكردهايم .
ما در مسأله ولايت خوب جلو آمدهايم ، ولى قرآن را ترك كردهايم ؛ و سنّىها قرآن را گرفتند و ولايت را رها كردهاند . و لذا هر دو فرقه بالنّتيجه دستمان خالى است . زيرا كه پيغمبر فرمود : هُمَا مُقْتَرِنَانِ ، يكى از ديگرى جدا نمىشود . پس اگر يكى را ترك كرديم و ديگرى را گرفتيم ، بالملازمه « إنّاً » كشف مىكنيم كه : ديگرى هم از دستمان رفته است .
چه عبارت بزرگى فرمود استاد ما ، آيت عظماى الهى ، علّامه طباطبائى رضوان الله تعالى عليه ، روزى فرمود : شما شيعيان ، قرآن را رها كرديد و ولايت را گرفتيد ، و عامّه به عكس ، قرآن را گرفتند و ولايت را رها كردند ؛ و بالنّتيجه هر دو از دستمان رفت . « 1 » »
تأكيد بر حفظ قرآن
حفظ قرآن كه اينك به حمد الله با عنايات مقام معظّم رهبرى و برنامه ريزىها و تشويقهاى رسمى و غير رسمى جايگاه خوبى را نسبت به
هامش
( 1 ) « ولايت فقيه در حكومت اسلام » ج 2 ، ص 248 و 249