تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
ماست : « من كه وارد نجف شدم ، يكى از أعاظم در شبهاى پنجشنبه و جمعه تفسير قرآن مىگفت . ولى بيشتر از يك سال ادامه پيدا نكرد و تمام شد . و در بالاى منبر كه تفسير مىگفت بعضى از آيات قرآن را اشتباه أدا ميكرد ! يك روز يكى از أعاظم نجف - كه خدا رحمتش كند فوت كرد و در آن وقت از مراجع درجه دوّم بود كه اگر بود مسلّما يكى از مراجع مىشد - به مناسبت ديدن يكى از آقايان كه در منزل ما وارد شده بود ، به منزل ما آمد . در ميان مذاكرات ، آن آقائى كه از طهران آمده بود و ميهمان ما بود به او گفت : خوب است در اين حوزه ، روى قرآن بيشتر كار بشود . قرآن تفسير بشود ، طلبه‌ها با قرآن بيشتر سر و كار داشته باشند . او گفت ( عين عبارتش چنين است ) : « چرا ما طلبه‌ها را به اين حرف‌ها معطّل كنيم ؟ ! قرآن عبارت از سه چيز است : مسائل توحيديّه ، مسائل أخلاقيّه ، مسائل عمليّه . امّا در مسائل توحيديّه : مثل :
هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ
،
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ *
، معلوم است كه خدا واحد است ؛ هر عالم و جاهل و عامّى ميداند كه خدا يكى است . امّا در مسائل اخلاقيّه ، اينها امور خيلى مهمّى نيستند و نوعا براى افراد بدست مىآيد . و امّا در مسائل فرعيّه مثل نماز و زكات و أمثال آن ، قرآن فقط مجملاتى از اينها دارد :
أَقِيمُوا الصَّلاةَ *
،
آتُوا الزَّكاةَ *
،
أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ
، غير از إجمال كه چيزى ندارد ؛ آنچه مهمّ است تفصيلش در فقه است . ما ، طلبه‌ها را نبايد براى مسائلى كه موجب معطّل ماندن آنهاست تشويق و ترغيب كنيم . وقتى ما به آنها فقه و يا اصول ياد ميدهيم ، اينها مُغنى از همه چيز است ! »