تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
نشان دادند ، و الّا به ما نرسيده بود و ما از قرآن چيزى در دست نداشتيم . مسأله قرآن خيلى حائز أهمّيّت است . و بايد به قرآن خيلى أهمّيّت داد ! « 1 » » در همين راستا حضرت آقا قضيّه‌اى عجيبى را نقل مىكنند كه نشان دهنده نحوه برخى نگرش‌ها در حوزه علميّه به علوم قرآنى است و بسيار مايه تأسّف است : « مرحوم آية الله شيخ مرتضى مطهّرى از قول حضرت آية الله حاج سيّد رضى شيرازى دامت بركاته براى حقير نقل نمود كه : در يكى از سفرهاى اخير به عتبات عاليات به يكى از مراجع عظام مشهور و معروف گفتم : چرا شما درس تفسير را در حوزه شروع نمىكنيد ؟ ! گفت : با موقعيّت و وضعيّت فعلى ما امكان ندارد . من گفتم : چرا براى علّامه طباطبائى امكان داشت كه در حوزه علميّه قم آن را رسمى نمود ؟ ! گفت : او تَضحيه كرد ! ( خود را فدا نمود . ) « 2 » » « امّا جمله : وَ لَمْ يَتْرُكِ الْقُرْءَانَ رَغْبَةً عَنْهُ إلَى غَيْرِهِ ، يعنى فقيه نمىتواند قرآن را رها كرده ، رجوع به سوى غير قرآن كند .

مقدّمه بودن تمامى علوم براى قرآن

تمام علوم براى قرآن است و مقدّمه قرآن . علم تفسير براى قرآن است ، علم حديث براى قرآن است ، علم أخلاق براى قرآن است ، تا برسيم به علم فقه مصطلح معمولى كه أدوَن العلوم است . اين تازه مقدّمه براى علم اخلاق است و علم اخلاق هم براى تزكيه و تحلّى ، و آن هم مقدّمه براى عرفان الهى است . تمام اينها براى قرآن است . بنابراين ، فقيه هميشه بايد با قرآن مأنوس باشد ؛ از خواندن قرآن و ممارست و مزاولت با قرآن ، و تلاوت قرآن فى ءَانآء الليلِ و النّهار ، و بدست آوردن شأن نزول قرآن ، و حالات پيغمبر در هنگام نزول قرآن ، و از مفاد آيات قرآن و مصادرش ، و تأويلات در آيات مؤوَّله و محكماتش و ناسخ و منسوخ و
هامش
( 1 ) « ولايت فقيه در حكومت اسلام » ج 2 ، ص 249 تا ص 251 ( 2 ) « روح مجرّد » تعليقه ص 107