الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
« 1 » ، و در برگيرنده بهترين داستانها كه معرّف انسانهاى خدامدار و مبيّن راه رسيدن به عشق الهى و كمال والاى انسانيّت است :
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ
« 2 »
.
كتابى كه فرقان است و فارق بين حقّ و باطل تا وسيله انذار جهانيان باشد ، پس مخاطبش همه انسانها تا قيام قيامت هستند :
تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً
« 3 » و فرو آمده تا انسانها را به مقام فرقان و تمييز بين حقّ و باطل رهنمون گردد :
إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً
« 4 »
.
و اين همه ، گوشهاى از بيان اوست كه مستقيما درباره خود مطرح ساخته است . اگر به همه ابعاد مبحث « قرآن در قرآن » بپردازيم و به درياى موّاج احاديث نبوى و فاطمى و علوى و أئمّه عليهم أفضلُ التّحيّات و الصّلوات و السّلام در زمينه قرآن شناسى وارد شويم خود بحثى گسترده و بسيار عميق را در پى خواهد داشت كه فرصت ديگرى را مىطلبد ، و همين مقدار نيز كه نسبت به مدخل محورهاى قبلى اين كتاب اندكى طولانىتر شد بر اثر توجّه و حسّاسيّت فوق العاده حضرت آقا بر قرآن است كه بدان اشاره خواهيم كرد .
مهجوريّت قرآن
متأسّفانه قرآن جايگاه رفيع و عظيم خود را نه تنها در جهان بشريّت بلكه در بين مسلمين و حتّى در بين شيعيان باز نكرده ، و بركات و آثارى كه براى نجات بشريّت از اين منبع فيّاض الهى متصوّر است در اختيار انسانها قرار نگرفته است .
و البتّه علّت اساسى اين محروميّت بزرگ ، حادثه شوم غصب خلافت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم پس از رحلت ايشان و كنار زدن امام به حق
هامش
( 1 ) ذيل آيه 21 ، از سوره 59 : الحشر
( 2 ) قسمتى از آيه 3 ، از سوره 12 : يوسف
( 3 ) آيه 1 ، از سوره 25 : الفُرقان
( 4 ) قسمتى از آيه 29 ، از سوره 8 : الأنفال