نمىبينند كه در اين باره بحث نمايند ، كه نهايةً انسان كامل هم نمىسازند .
ثانيا : سير و سلوك عرفانى همانطور كه از مفهوم اين كلمه هم پيداست پويا و متحرّك مىباشد ؛ بر خلاف اخلاق كه ساكن است . يعنى در اخلاق از اينكه بايد از كجا شروع كرد و كجا رفت و به كجا رسيد خبرى نيست ، ولى در عرفان عملى سخن از نقطه آغاز و خطّ سير حركت و رسيدن به مقصد مطرح است . در عرفان ، صراطى وجود دارد كه بايد پيموده شود ولى در علم اخلاق نه .
ثالثا : عناصر روحى اخلاقى محدود است به معانى و مفاهيمى كه غالب افراد آنها را مىشناسند ، ولى عناصر روحى عرفانى بسى وسيعتر و گستردهتر است . در سير و سلوك عرفانى از يك سلسله احوال و واردات قلبى سخن ميرود كه منحصرا به يك « سالك راه » در خلال مجاهدات و طىّ طريق دست ميدهد و مردم ديگر هر چند اخلاقى هم باشند از اين واردات بىبهرهاند .
آثار عرفانى مستقل
با توجّه به اينكه يقظه عرفانى در وجود حضرت آقا از روز نخست بدست قهرمان ورزيده علمى عملى اين ميدان ، مرحوم علّامه طباطبائى قدَّس الله نفسَه الزّكيّة حاصل شد و تحت اشراف ايشان تربيت عرفانى آقا در بُعد علمى و عملى استمرار پيدا نمود ( كه در فصل سوّم همين يادنامه گذشت ) ، و با توجّه به رشد عظيم و سريع عرفانى معظّمٌ له در طول زندگى و بهرهورى از محضر اساتيد بىبديل اين وادى همچون آية الله انصارى و آيةالله قوچانى وصىّ سلوكى مرحوم آية الله قاضى و شاگردىِ بزرگ موحّد الهى و عارف گمنام متأخّر حضرت آقاى حاج سيّد هاشم موسوى حدّاد ( كه از أقدم و أفضل شاگردان توحيدى مرحوم قاضى بوده و در فصل چهارم و ششم از ايشان سخن گفتيم ) ؛ شاخصه عرفانى در وجود ايشان بارزترين شاخصه بود ، به گونهاى كه تجلّيات عرفانى در جميع آثارشان به چشم مىخورد . و اين غير از آثارى است كه بطور