حقّ مطلب از هيچ چيز دريغ نمىنمايد .
شيخ اسمعيل نيز مجموعه اين مكاتبات را كه خود به منزله گنجينه عظيم علمى در مسائل مختلف معرفتى از دو ديدگاه حكمت و عرفان است جمعآورى مىنمايد .
و چون نامههاى هر دو طرف حاوى مطالب عاليه علمى از دو منظر حكمت و عرفان بوده و محتاج تحليل و بررسى مىباشد ، مرحوم آية الله علّامه طباطبائى أعلى اللهُ مقامَه الشّريف به تدريس اين مكاتبات در ايّام پنجشنبه و جمعه مىپردازند . حضرت آقا نيز در آن جلسات شركت كرده و آن را درسهائى فراموش نشدنى ياد مىنمودند .
بر اين اساس يادداشتهاى علّامه طباطبائى بر هر يك از نامهها به عنوان « تذييلات و محاكمات » ايشان تدوين گرديد كه به حمد الله تا شش نامه ادامه پيدا كرد ، ولى با فرا رسيدن تعطيلى تابستان و عزيمت حضرت آقا به نجف أشرف ادامه كار متوقّف ماند و تقاضاهاى مكرّر آقا پس از مراجعت ، براى تكميل آن ، به جهت همّت استاد بر تكميل « الميزان » به نتيجه نرسيد و تنها نسخهاى از آن نامهها و مُحاكمات ششگانه ايشان در نزد آقا باقى ماند كه به لطف إلهى با اصرار برخى از دوستان پس از رحلت علّامه طباطبائى حضرت آقا نظرات خود را بر باقى نامههاى طرفين افزودند ، و عنوان آن را تأدّباً نسبت به آيتَين علَمَين و استادشان مرحوم علّامه « تذييلات » قرار دادند و از اضافه كردن لفظ « محاكمات » خوددارى نمودند .
و بدينسان اين كتاب ارزشمند كه نگرش توحيدى و معرفتى عارف و حكيم را بررسى كرده و حق را روشن مىنمايد ، بر اساس تلاشهاى پيگير حضرت آقا به ثمر نشست « 1 » كه مراجعه به آن گوشههائى از تضلّع ايشان در
هامش
( 1 ) « توحيد علمى و عينى » ص 11 تا ص 16