پرداخته « 1 » و رسالهاى را به معرّفى « افرادى از فقهاء اسلام كه به علم حكمت پرداختهاند » اختصاص دادهاند كه در « جنگ خطّى 7 » ص 347 تا ص 356 آمده است
« عرفان »
يكى از علومى كه در دامن فرهنگ اسلامى زاده شد و رشد يافت و تكامل پيدا كرد علم عرفان است ، گرچه حقيقت عرفان مخّ تمامى تعاليم اسلام است . علم عرفان داراى دو بخش نظرى و عملى است .
عرفان نظرى و عرفان عملى
عرفان نظرى به تفسير هستى مىپردازد و درباره خدا و جهان و انسان بحث مىنمايد . عرفان در اين بخش مانند فلسفه استدلالى است با اين فرق كه فلسفه در استدلالات خود تنها به مبادى و اصول عقلى تكيه مىكند و عرفان مبادى و اصول كشفى را مايه استدلال قرار ميدهد و آنگاه آنها را با زبان عقل توضيح ميدهد .
تفسير عرفان از هستى با تفسير فلسفه از هستى تفاوتهاى عميقى دارد .
از نظر فيلسوف إلهى ، هم خدا اصالت دارد و هم غير خدا ، الّا اينكه خدا واجب الوجود و قائم بالذّات است و غير خدا ممكن الوجود و قائم بالغير ؛ ولى از نظر عارف غير خدا به عنوان اشيائى كه در برابر خدا قرار گرفته باشند - هر چند معلول او باشند - وجود ندارند ، بلكه خداوند عالم وجود را در بر گرفته است .
فيلسوف ميخواهد جهان را بطور عقلى و ذهنى فهم كند ، ولى عارف
هامش
( 1 ) مانند « روح مجرّد » ص 106 و 107 و « نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت » ، إشكال دوّم