به هر بهانهاى كه هست نيز گريزان بودند ، ولى آنجا كه در فهم مطالب طرح مسائل فلسفى لازم بود دريغ نمىنمودند و به قدر فهم مخاطبان مباحث را با زبانى كه براى ديگرانى هم كه از اصطلاحات فنّى فلسفى بىبهره هستند قابل استفاده باشد بيان مىنمودند .
ايشان اثرى مستقل در فلسفه تدوين ننمودند ولى در آثارشان ، در مواردى كه متوقّف بر مسائل فلسفى است همچون مباحثى كه پيرامون توحيد و معاد مطرح است ، مباحث فلسفى فراوانى به چشم مىخورد . همچون بحث از وحدت وجود و اثبات وحدت شخصى و نفى وحدت تشكيكى در كتاب « مهر تابان » « 1 » ، و بحث از قاعده بَسيطُ الحقيقةِ كلُّ الأشيآء و پاسخ به شبهه ابن كمونة در كتاب « توحيد علمى و عينى » « 2 » ، و نيز اثبات معاد جسمانى عنصرى با هفت مقدّمه فلسفى در كتاب « معاد شناسى » « 3 »
حضرت آقا در مشى فلسفى خود ، بر طريقه مرحوم صدر المتألّهين كه قهرمان ميدان فلسفه اسلامى و طرّاح حكمت متعاليه است پايدار بوده و وى را مىستودند . و تفكّر عقلانى و سابقه انديشه فلسفى عقلى انسان را مستقيم و غير مستقيم برخاسته از مكتب انبياء الهى شمرده و فلاسفه بزرگ يونانى را از شاگردان بزرگ انبياء و حكماى الهى معرّفى مىنمودند . « 4 »
و همچنين بر اين نكته تأكيد مىفرمودند كه عالمان و الا مقام شيعى همواره از متفكّران بزرگ در علوم عقلى بوده و شيعيان هميشه در اين علوم پيشگام بودهاند ، و به همين جهت در مواضع متعدّدى از آثار خود به اين مسأله
هامش
( 1 ) « مهر تابان » ابحاث فلسفى ، ص 197 تا ص 301
( 2 ) « توحيد علمى و عينى » تذييل ششم ، ص 278 تا ص 298
( 3 ) « معاد شناسى » ج 6 ، ص 176 تا ص 210
( 4 ) « الله شناسى » ج 3 ، ص 346