عموميّت معاد براى تمامى موجودات و هدفمند بودن خلقت ، مسأله شفاعت و جايگاه آن ، درجات و مراحل و شرائط شفيع و مشفوعٌ له ، تلازم شفاعت با فناء فى الله ، اصناف شفيعان و شفاعت شوندگان ، عدم استلزام شفاعتْ تجرّى و گستاخى بندگان را ، و منبر وسيله و لِواى حمد .
حقيقت حوض كوثر و رابطه آن با علم و عمل ، معرّفى نهرهاى بهشت ، مبحث أعراف و جايگاه آن و درجات مختلف اعراف نشنيان ، معرّفى بهشت و دوزخ ، دربها و مراتب بهشت ، دربها و دركات دوزخ ، و شجره طوبى كه همان شجره ولايت است ، معرّفى حقيقت جهنّم ، و اثبات خُلود در بهشت و دوزخ
« فلسفه و حكمت »
حضرت علّامه أعلى الله مقامه الشّريف همچون ديگر بزرگان علم و معرفت ، و بر خلاف ظاهرگرايان ، معتقد بودند كه عقل و قلب سليم همان سخن وحى را ميگويند ، و اين سه هيچ تضادّ و تزاحمى با هم نداشته و محصول قرآن و برهان و عرفان يك چيز بيشتر نيست . و البتّه اين ثمره عقل و قلب سليم است ؛ يعنى عقل برهانى و قلب پاك شده از زنگار كدورتهاى طبيعت و هوى و هوس .
لذا از تنگ نظرى نسبت به فلسفه به شدّت نكوهش كرده و طلّاب را به فرا گرفتن علوم عقلى امر مىنمودند . و علوم عقلى را نه به عنوان مكتبى در برابر قرآن و عترت بلكه ابزارى لازم و ضرورى براى فهم حقائق قرآنى و روائى دانسته ؛ و همانگونه كه در مواضع متعدّدى از « دوره علوم و معارف اسلام » مشاهده مىشود ، درباره فلسفه و حكمت و تثبيت آن مطالبى را مفصّلًا بيان داشتهاند و بر ضرورت آن تأكيد دارند .
البتّه ايشان از به هم آميختن مسائل پرهيز داشته و از فلسفى كردن مباحث