شده و مورد بحث و تدقيق قرار گرفته است ، و موجب فخر و مباهات شيعه و سرافرازى آنان در مجامع علمى گرديده است .
اين تفسير در نشان دادن نكات دقيق و حسّاس ، و جلوگيرى از مغالطه كلمات معاندين ، و نيز در جامعيّت ، منحصر به فرد است ؛ و حقّا ميتوان گفت : از صدر اسلام تا كنون چنين تفسيرى به رشته تحرير در نيامده است . . .
اين ناچيز با آنكه بيش از سى دوره از تفاسير مهمّ شيعه و سنّى را در دسترس و مورد مطالعه دارم ، هيچگاه مانند « الميزان » تفسيرى دلنشينتر و لذّت بخشتر و جامعتر نديدهام ؛ و كأنَّه با تفسير « الميزان » بقيّه تفاسير كم و بيش منعزل ميگردند و جاى خود را به « الميزان » ميدهند .
و در اين حقيقت ، اين حقير متفرّد نيستم بلكه بسيارى از علماء أعلام و متفكّرين عظام و اهل بحث و تحقيق اين مطلب را ارائه كردهاند و يا زمزمه آن را دارند .
دوست و صديق راستين و هم دوره طلبگى ما : زعيم عاليقدر حاج سيّد موسى صدر خَلّصَهُ اللهُ مِن أيدى الفَجَرة و أطالَ اللهُ بَقآءَه ، از عالِم وحيد و نويسنده معروف و متضلّع خبير لبنان : شيخ جواد مغنيه نقل ميكرد كه او مىگفت : از وقتى كه « الميزان » به دست من رسيده است كتابخانه من تعطيل شده و پيوسته در روى ميز مطالعه من « الميزان » است .
اين حقير روزى به حضرت استاد عرض كردم : هنوز اين تفسير شريف در حوزههاى علميّه جاى خود را چنان كه بايد باز نكرده است ، و به ارزش واقعى آن پى نبردهاند ؛ اگر اين تفسير در حوزهها تدريس شود و روى محتويات و مطالب آن ، بحث و نقد و تجزيه و تحليل به عمل آيد و پيوسته اين امر ادامه يابد ، پس از دويست سال ارزش اين تفسير معلوم خواهد شد .
در دفعه ديگر عرض كردم : من كه به مطالعه اين تفسير مشغول مىشوم ،
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 460
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٤٦٠