خويش است . بايد با ذهن خالى به محضر قرآن رفت و معناى آيات الهى را با كمك آيات ديگر استخراج نمود . كه در الميزان اين روش بنحو اكمل رعايت شده و اين مهمترين مزيّت الميزان است .
دوّم : مراعات معانى كلّيّه براى الفاظ موضوعه ؛ بدين معنى كه الفاظ براى مصداق يا مصاديق خاصّى وضع نشدهاند .
سوّم : تفكيك موارد جَرْى و تطبيق ، از متن مدلول مطابَقى آيات .
چهارم : جامعيت الميزان ؛ كه علاوه بر بيانهاى قرآنى حاوى مباحث مختلف روائى ، اجتماعى ، تاريخى ، فلسفى و علمى است . آن هم منظّم و تفكيك شده بدون درهم آميختگى و خلط مباحث .
و همچنين پرداختن به مسائل امروز جهان از آراء و افكار مكتبهاى جديد و عرضه آنها به قانون اسلام و تعيين مواضع مورد قبول و مواضع مورد اشكال و ايراد ، با بيانى جامع و روشن .
و همينطور طرح اشكالات و ايرادهاى وارده بر قانون مقدّس اسلام از ناحيه مكتبهاى شرقى و غربى و الحادى و كفرى كه به سرزمينهاى اسلامى سرايت كرده ، و پاسخ گوئى كافى و روشن به آنها .
پنجم : پاسدارى از مكتب تشيّع ؛ كه با بحثهاى دقيق و عميق و نشان دادن مواضع آيات اين مهم را ايفا كرده است ، و با لسانى رسا و بليغ بدون آنكه حميّتهاى جاهلى را برانگيزد و آتش عصبيّت را دامن زند ، از روى نفس آيات قرآن و تفسيرى كه قابل ردّ و انكار نباشد ، و نيز بوسيلهء رواياتى كه از خود عامّه نقل شده در هر موضوعى از موضوعات وِلائى مطلب را روشن ، و ولايت عامّه و كلّيّه حضرت أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب و ائمّه طاهرين صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين را برهانى و مبيّن مىنمايد .
ششم : نقد برخى تفاسير معاصر ؛ كه نسبت به مفسّرين معاصر مصرى
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 458
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٤٥٨