تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
بر گِرد آن كشيدن چه مدحى را متضمّن است ؟ ! و اگر مراد از ماه را سيما و چهره محبوب فرض كنيم و خطّ هلالى را هم مَحاسنش بدانيم كه بر گرد آن روئيده است ، با آنكه اين استعاره با آن استعاره قرص ماه آسمان و اختفاى آن در شبهاى نخستين جز به مقدار هلالى كه نمايان است ، دو مفاد است معذلك اين استعاره نيز منافاتى با وجود حضرت صاحب الزّمان ندارد ؛ زيرا آن انسانى كه در خارج بر گرد صورتِ چون ماهش محاسن روئيده است ، با توصيف غربت و ولايت و سرورى و پادشاهى و سائر اوصافى كه در اين غزل آمده است ، غير از آن حضرت نمىتواند مراد و مقصود باشد . و در بيت نهم ميگويد : من پيوسته با تو سر و كار دارم . محبّت توست كه راحت دل من است در هر حال ، و ذكر توست كه انيس من است بطور پيوسته و مدام . گرچه نظير اين مضمون در سائر غزلهاى حافظ موجود است و آنها راجع به خود ذات اقدس حقّ تعالى است ، و ليكن در اين غزل به قرينه سائر ابيات ، غير از حضرت حجّت نمىتواند بوده باشد . پس ضمير مخاطب « ذِكرُكَ » و « حبُّكَ » راجع به اوست . و به همين طريق مفاد بيت دهم است كه در دعا ميگويد : دريچه قلب من كه مملوّ از خون حيات بخش من است و پيوسته آن خون در جنبش و حركت و ضربان و خروش است ، هيچگاه از معامله و سر و كار داشتن و تلاش براى بدست آوردن محبّت و رضاى تو خالى نباشد . و در بيت يازدهم ، مخاطب خود را شاه ، و خودش را رند و گداى لا ابالى خوانده است ، و وصال اين درجه پست و زبون را با آن شاه با عظمت و با تقوى و داراى عصمت و طهارت ، بعيد به شمار آورده است . در اين بيت هم معلوم