تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
فرجه الشّريف ، مشخّص و روشن مىسازند ؛ كه نمونه‌اى است از فهم شعرى و گستره ذوق ادبى ايشان كه در آثارشان موارد فراوانى ديده مىشود : « شما به يك يك از غزلهاى حافظ بنگريد و ببينيد چگونه آن لطائف و حقائق معنوى را در كسوت عبارات گنجانيده و با چه دقائق و اشاراتى ميخواهد آن حقيقت منظور و مراد خود را ارائه دهد . رضوان الله عليه رضوانا شاملًا . مثلًا اين غزل را در وصف حضرت صاحب الزّمان ( عجّل الله فرجه الشّريف و أرواحنا له الفِدآء ) سروده و از غيبت و انتظار وى ياد كرده و خود را از مشتاقان و شيفتگانش معرّفى نموده است ، و ليكن با چه عبارات نمكين و اشارات دلنشين و كنايات و استعاراتى كه حقّا بى اختيار بر زبان انسان جارى مىشود كه او « لسان الغيب » است
: سلامُ اللهِ ما كَرَّ اللَيالى * و جاوَبتِ المَثانى و المَثالى ( 1 ) على وادى الأراكِ و مَن عَليها * و دارٍ باللِوَى فَوقَ الرِّمالِ ( 2 ) دعا گوى غريبان جهانم * و أدعو بالتَّواتُر و التَّوالى ( 3 ) به هر منزل كه رو آرد خدا را * نگه دارش به لطف لا يزالى ( 4 ) منال اى دل كه در زنجير زلفش * همه جمعيّت است آشفته حالى ( 5 ) ز خطّت صد جمال ديگر افزود * كه عمرت باد صد سال جلالى ( 6 ) تو مىبايد كه باشى ور نه سهل است * زيانِ مايه جانىّ و مالى ( 7 ) بدان نقّاش قدرت آفرين باد * كه گِرد مَه كشد خطّ هلالى ( 8 ) فَحُبُّكَ راحَتى فى كلِّ حينٍ * و ذِكرُك مونسى فى كلِّ حالِ ( 9 ) سويداى دل من تا قيامت * مباد از شور سوداى تو خالى ( 10 ) كجا يابم وصال چون تو شاهى * من بد نام رند لا ابالى ( 11 ) خدا داند كه حافظ را غرض چيست * و عِلمُ الله حَسبى مِن سُؤالى ( 12 )
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 432 | جمعى از فضلا