وجود مربّيانى الهى و ملكوتى در حوزهها كه جامع بين ظاهر و باطن باشند اشاره ميفرمايند :
« . . . چنين فقيهانى كه جامع بين علم ظاهر و باطن و ميان علم و عمل هستند بايد مربّى طلّاب و حوزهها باشند . آنها علم حقيقى را از جانب حضرت ربّ مىگيرند و بر متعلّمين پخش مىكنند .
شبها در محراب عبادت قيام دارند و با پاى محكم و استوار به كرنش و نيايش به درگاه حضرت معبود ، دلهايشان مجذوب جذوات إلهيّه و سبحات ربّانيّه مىشود ، و روزها آنچه را گرفتهاند پس ميدهند و در اين عالم وسيع شنا مىنمايند و به عالم وجود إفاضه فيض مىنمايند :
إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا * إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا
. « 1 »
« تحقيقا آنچه در شب مىرسد ، براى تو گامى استوارتر و گفتارى پايدارتر است . و تحقيقا از براى تو در روز مجال واسعى است كه در اين عالم كثرات شنا كنى ( و آنچه را در شب گرفتهاى ، در روز مصرف نمائى ) . » « 2 » »
و در لزوم پرورش مجتهدانى قوى و كار آمد كه در اوج علم و عمل ، و متخصّص در علوم حوزوى و متّكى به ملكوت أعلى ، و جامع بين ظاهر و باطن باشند ، كه فتاوايشان از قوّت ظاهرى و باطنى برخوردار باشد ، به استناد ادلّه قرآنى و روائى ميفرمايند :
« بنابراين ، اجتهادى كه فقط از روى قواعد صورت گيرد اجتهادى فرمولى مىباشد . اين اجتهاد همچون ناودان است كه آب حيات نيست . اگر هم (
هامش
( 1 ) آيه 6 و 7 ، از سوره 73 : المزّمّل
( 2 ) همان مصدر ، ص 126