شيطان و هواى نفس پرداخته و رو در روى انبيا قرار گرفتند ، و برخى هم تسليم شدند و به راه خدا پيوستند ؛ كه البتّه اينها هم چند دستهاند .
گروهى فقط در سطحى ابتدائى قرار گرفتند ، و جمعى در ميانه راه ، و تنها اندكى به پيمودن مسير إلى الله و رسيدن به درجات اعلاى بندگى همّت گماشتند ؛ و بدين جهت در بين ياران و پيروان انبياء و اولياء عليهم السّلام تنها گروهى معدود ، اصحاب سرّ و خواص بودند ، كه بعضا « حَوارىّ » ناميده مىشدند .
از سوى ديگر توجّه به اصل توحيد و يكتاپرستى در فطرت انسان قرار داده شده است ، و انبياء تنها مذكِّرى هستند كه گرد و غبار شهوات و هواى نفس را از روى عقل و جان انسانها دور كرده و آنان را با عشق خدا آشنا مىسازند .
رگههاى گوناگون تهذيب و خودسازى كه در اديان و مكاتب مختلف وجود دارد برخاسته از اين شاخصه فطرى است . و در دين مبين اسلام نيز عرفان شيعى كه اساس و مُخّ تعاليم ثقلين و محور و غايت آموزههاى قرآن و عترت عليهم السّلام است ، كاملترين برنامه خودسازى و تهذيب نفس مىباشد كه بدون هيچ گونه اثر منفى انسان را به عشق الهى گره مىزند و در مسير كمال پيش مىراند .
حضرت آقا رضوان الله عليه پس از هجرت به قم و آشنائى با مرحوم علّامه طباطبائى أعلى الله مقامه الشّريف و شناخت بيشتر عرفان الهى و آگاهى از لزوم سير و سلوك إلى الله ، با گامى استوار قدم بدين ميدان نهادند ، و گامهاى بلندى را با استفاده از محضر اساتيد بزرگوارى برداشتند كه در فصول گذشته همين يادنامه با هم ديديم .
امّا اين ، بخشى از مسؤوليت آن بزرگوار به عنوان يك انسان وارسته بود ، لذا بر اساس زَكَوةُ الْعِلْمِ نَشْرُه و پس از هجرت به طهران بر اساس دستور اساتيد خود ، بخش ديگر مسؤوليّت والاى خويش را در قالب پرورش شاگردان خاصّ
سلوكى و هدايت دلسوختگان و دستگيرى از شوريدگان عشق خدا به انجام
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 408
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٤٠٨