و السّلام باشد . و در اين زمان غيبت كه دست قاطبه مردم از ولىّ معصوم و امام زمان كوتاه است بتوانند در حدود خود بر آن منهاج عمل نموده و به مردم ارائه دهند . بتوانند معارف حقّه حقيقيّه الهيّه را براى مردم بازگو كنند . و مربّى اخلاقى و عملى آنها در راه هدف و وصول به قلّه توحيد و أعلى رتبه ذروه كمالِ شخصيّت انسان بوده باشند . بتوانند دين و دنياى مردم را اداره كنند ، و نه تنها از جهت ظاهر بلكه از نقطه نظر ولايت باطنيّه نيز دستگير و راهنماى مردم باشند .
. . . مردمى باشند امين و مأمون و از خود گذشته و به خدا پيوسته و در حرم عزّ و وقار آرميده ، بلند نظر و بلند همّت ، شكور ، صبور ، قانع ، متواضع ، شجاع ، با ظرفيّت ؛ كه مدارج علمى از فقه و اصول و حكمت و فلسفه و تفسير و حديث و تاريخ و غيرها را طى كرده ، و در مدارج عملى و عرفان الهى در دست استادِ موحّدِ رسيده و اصل كامل ، مدّتها در سير بوده و ساليان درازى را در دامان وى پرورش يافته باشند . و جامع بين حكمت نظرى و عرفان عملى ، و در فقه خبير و بصير ، و به سيره رسول الله ( صلّى الله عليه و آله و سلّم ) و منهاج پيشوايان دين داراى اطّلاع تام ، و به قرآن مجيد كتاب الهى وارد ، و از شأن نزول و تفسير آيات كاملًا با خبر بوده ، و خودشان نيز قرآن و يا بيشترِ از آن را حفظ داشته باشند . « 1 » »
ضرورت همراهى عرفان الهى با علوم ظاهرى
و در ضرورت اتّصاف طلّاب به كمالات معنوى و إشراب از عرفان الهى و رسيدن به علوم حقيقيّه و روشنى دل و بصيرت باطنى - علاوه بر داشتن تخصّص در علوم رائج حوزوى - و عدم اكتفا به علوم ظاهرى بدون رسيدن به توحيد و حقيقت بندگى و عبور از حجابهاى ظلمانى و نورانى ؛ بحث مفصّلى را با استناد به آيات و روايات مطرح نموده و نهايةً در جمعبندى كلام به لزوم
هامش
( 1 ) « نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت » ص 118 و 119