قبول نكردند و بنا شد آن دو همراه با ماشين ديگرى بروند ، و آقا با آن دو مخدّره در صفّ عقب و حقير هم تنها در صفّ جلو بنشينم . و بدينطور عمل شد ، و بدينگونه به كاظمين عليهما السّلام مشرّف شديم . معذلك براى آن دو نفر اين عمل خوشايند نيامد ، زيرا كه مايل بودند با آقا باشند
» .
موقعيّت والاى حضرت آقا در نزد مرحوم حدّاد
بارى حضرت آقا در سايه تربيتها و ارشادات استاد خويش در مسير توحيدى خود چنان اوج گرفته و گوى سبقت را از همگان ربودند كه وصف حالات و مقاماتشان جز براى اولياء كامل پروردگار ميسّر نيست ، چرا كه تنها كسى ميتواند در اين زمينه كلامى بگويد كه خود در آن افق أعلى متمكّن بوده و از شراب وصل دوست سرمست باشد ؛ و صد البتّه كه اين اوج عرفانى و ملكوتى تنها براى اوحدىّ از سالكين إلى الله حاصل مىشود . بنابراين پر واضح است ما نيز كه دستمان از اين حقائق تهى است ، تنها ميتوانيم به اشاراتى كه از ناحيه اساتيدشان شده و بعضا در لابلاى نوشتجاتشان به مناسبتى آمده است دلالت كنيم .
از شاخصترين اشاراتى كه ميتوان در اين بخش به آن پرداخت كلمات نورانى حضرت آقاى حدّاد در مدح و تمجيد از حضرت آقاست ؛ كلماتى كه درباره هيچيك از شاگردان و ارادتمندان خود نفرمودند و نشانگر موقعيّت علمى و عملىِ منحصر بفرد آقا نزد استاد است . در كتاب شريف « روح مجرّد » ضمن شرح و بيان سفر دوّم خويش به عتبات عاليات مىنويسند :
سيّد الطّائفتين ، همانند كوه
« در همين سفر در بالاى بام خانه در شب عرفه كه ايضا جمعى از اهل نجف و كاظمين و بغداد و سماوه و غيرها مجتمع بودند ، پس از نماز مغرب و عشا كه ميخواستند غذاى مختصرى داده و حضّار به أعمال ليله عرفه و زيارت مشغول شوند ، با بهجتى هر چه تمامتر فرمود : فلان سيّد ، سَيِّدُ الطّآئفتَيْن است