عالمى ساكت و خموش كه حدّأكثر نماز جماعتى اقامه كند نبودند ؛ بلكه در قلب طهران در قالب اقامه نماز جماعت ، و سخنرانىهاى منظّم هفتگى و ماهيانه و ساليانه ، و تدريس و تشريح وظائف دينى مردم و تربيت جوانان ؛ پايگاه حسّاسى را راه اندازى و اداره ميكردند كه صد البتّه از ديد مأموران ساواك كه در چهرههاى مختلف ايشان را إحاطه كرده بودند مخفى نمىماند ، ولى به گونهاى ظريف عمل مىنمودند كه هيچ مستمسكى بدست ساواك نميدادند . و اين امريست بسيار مهم كه كار را بنحو أحسن انجام دهى و دشمن را هم ناكام بگذارى .
خود ايشان به بيان رمز موفّقيّت و سلامت اين دوران اينچنين پرداختهاند :
امر اوّل : پرهيز از پرداختن به جزئيات و اشخاص
« . . . دو امر بسيار مهم كه با تأييدات و تسديدات حضرت سبحان ، حافظ و نگهدار ما بود يكى اين بود كه : در تمام اين مدّت طولانى ، در منبرها ، در تفسيرها ، در خطبهها ، در بيان تاريخ و سُنَن رسول الله و ائمّه طاهرين سلام الله عليهم أجمعين فقط بيان كلّيّات مىشد ، و از انتقاد و بدگوئى به شخص خاصّى ، هر كه باشد خوددارى مىشد . تفسير آيات درباره جهاد و قيام و حركت و اخلاق رسول الله بيان مىشد ، امّا حمله به شاه و دربار و نخست وزير و وزراء و أمثالهم نمىشد ، زيرا اگر مىشد ما ديگر قادر بر ادامه كار نبوديم و در وهله نخستين نطفه را در رحم عقيم و فاسد ميكردند . فلهذا براى اراده و نيّت تربيت مردم و بالأخص جوانان و ارائه مكتب ، ناچار از بيان كلّيّات و يا تطبيقى كه موجب حمله دستگاه نشود بوديم . و اين امر بسيار مهم بود .
مثلًا در جشن نيمه شعبانى كه در سال « 1 » 1378 در مسجد قائم گرفتيم ، مقدار چهار هزار نسخه از تبريكات نامه به صورت و عبارت زير نوشته و علاوه بر دادن
هامش
( 1 ) حدود سال 1340 هجرى شمسى ؛ دورهاى كه اين نمونه حركات از مراكز دينى بسيار اندك ، و در عين حال قابل تأمّل و دقّت است .