مطلبى را كه بعضى از آنها انتخاب مىنمودند ، در راه و روش ما و در منهج و سيرِ تعليماتى و پيشرفت شاگردان و جوانان ما نبود . فلهذا از يك دهه واعظ دعوت كردن نيز نتيجه كلّى حاصل نمىشد و طرفى بسته نمىشد ، و چه بسا موجب كسالت روحيّهها و افكار و خستگى مىشد .
و اين مسأله ، مسؤوليّت را براى خود بنده زياد نموده بود . زيرا كه حتّى در زمانهاى اخير كه كِبَر سن و نقاهت مزاج هم ضميمه شده بود از عهده خطابهها و موعظهها برآمدن در عيد فطر و قربان و ماه رمضان و سائر ايّام جشن و سوگوارى بسيار سخت شده بود و بنده ناچار بودم خودم از عهده سخنرانى برآيم ، و معلوم است كه در بعضى اوقات به سرحدّ عُسر و حَرج بالغ مىگشت .
از همه اينها گذشته ، ما ميخواستيم مردم را به اسلام واقعى و حقيقى دعوت كنيم و اين امر موجب تصادم و تزاحم دستگاه حاكمه بود . او ميخواست مردم را سرگرم نگه دارد و از حقيقت و ادراك واقعيّت در پوشش و حجاب بمانند ؛ فلهذا در دعوت كردن وعّاظ ، ما هميشه با متصدّيان امور داخلى و اداره مسجد درگير زد و خورد بوديم ؛ و خدا ميداند من در اين مدّت بيست و چهار سالى كه پس از مراجعت از نجف در طهران با اين افراد سر و كار داشتم با چه مشكلات و مصائب غير قابل تحمّل مواجه بودم .
و ما اينك آن پروندهها را بستهايم و در انتظار روز عدل و موقف حضرت ربّ العزّة ميباشيم تا چه رازها آشكار شود ؟ و چه مسائل از پرده برون افتد » ! ؟
رمز تداوم فعّاليّتهاى معرفتى و تربيتى
بايد توجّه داشت كه دستگاه طاغوت و سازمان امنيّت با حسّاسيّت فراوان نظارت و مراقبت خاصّى نسبت به عالمان فعّال إعمال مىنمود كه حضرت آقا نيز از اين امر مستثنى نبودند ، ولى بعلّت فراست و هوشيارى و كتمان سرّ و دقّت نظر نمىتوانستند از ايشان مدرك و بهانهاى بدست آورند . با اينكه ايشان